شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٧ - ٢٩٣٨ اجهل الناس مسىء مستأنف
و احوال او پى ببسيارى از احوال مبدأ و معاد مىتوان برد، و ايضا از آن معلوم مىشود كه خلق آن عبث نيست بلكه غرض از آن عبادت و بندگى است تا بسعادت ابدى و نيكبختى سرمدى سرافراز گردد، و اين معنى باعث جد و جهد او در طاعات و عبادات شود تا آنچه غرض اصلى است از خلق آن بعمل آيد، و ظاهر است كه هيچ معرفتى و علمى فوائد آن در اين مرتبه نباشد.
٢٩٣٦ اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه.
بزرگترين جهل و نادانى جهل آدمى است بكار خود و اين كه نداند كه از براى چه كار خلق شده است و غرض از آن چيست زيرا كه هرگاه كسى جاهل بآن باشد مشغول شود بلهو و لعب يا سعى در مهمات و مطالب پوچ دنيوى تا اين كه اجل در رسد و «خسر الدنيا و الاخرة» برود.
٢٩٣٧ اعقل الانسان محسن خائف.
عاقلترين آدمى نيكوكاريست ترسناك يعنى ترسناك از عذاب حق تعالى و خالف از آن.
٢٩٣٨ اجهل الناس مسىء مستأنف.
نادانترين مردم گناهكاريست از سر گيرنده يعنى كسى كه گناهى كرده باشد و پشيمان نباشد و باز اعاده كند آن را يعنى همان گناه را يا اصل گناه را هر چند گناه ديگر باشد از غير جنس گناه سابق بر قياس آنچه قبل از اين مذكور شد كه در «اصرار» كه آن را كبيره مىدانند هر چند بر گناه صغيره باشد دو مذهب است:
يكى اين كه گناهى كرده باشد و باز اعاده مثل آن گناه كند يا عزم بر آن داشته باشد.
و مذهب ديگر اين كه كردن گناه ديگر از غير آن جنس نيز، و همچنين عزم بر آن موجب اصرار است.