شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٣ - ٢٢٠٣ الحقد نار لا تطفئ إلا بالظفر
بعقل خود دفع هوا و هوس از خود كرده باشد و در بعضى نسخهها بدل «العاقل» «الكامل» است و بنا بر اين معنى اين است كه كامل تمام عيار كسى است كه كوبيده باشد هواى خود را بعقل خود.
٢١٩٩ الدهر ذو حالتين إبادة و إفادة، فما أباده فلا رجعة له، و ما أفاده فلا بقاء له.
روزگار صاحب دو حالت است هلاك كردن و بخشيدن پس آنچه هلاك كند آن را پس نيست بازگشتى از براى آن، و آنچه ببخشد آنرا پس نيست بقائى از براى آن، مراد اين است كه پس از روزگار توقع خيرى نبايد داشت.
٢٢٠٠ الاستطالة لسان الغواية و الجهالة.
سربلندى كردن و گردنكشى نمودن زبان گمراهى و نادانى است يعنى بمنزله اين است كه آنها را بزبان آورده كه خبر دهند از وجود خود در آن شخص يا بمنزله زبانى است كه خبر دهد از وجود آنها در صاحب خود.
٢٢٠١ الافتخار من صغر الأقدار.
فخر كردن از كوچكى قدرهاست يعنى كسى را كه قدر كوچك باشد باندك چيزى فخر كند و بزرگ مرتبه بهيچ فضيلت و مرتبتى فخر نكند.
٢٢٠٢ الحقد من طبائع الأشرار.
كينه از خويهاى مردم بد است.
٢٢٠٣ الحقد نار لا تطفئ إلا بالظفر.
كينه آتشى است كه فرو نشيند مگر بدست يافتن و در بعضى نسخهها «نار كامنة لا يطفئها الا موت او ظفر» و بنا بر اين معنى اين است كه: آتشى است پنهان