شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٩ - ٣٣٦٠ اظلم الناس من سن سنن الجور و محاسنن العدل
به على خلقه و هو العقل.
دشمنترين آفريدگان بسوى خداى- بلند مرتبه- نادانست زيرا كه خدا محروم كرده او را و منع كرده از او آنچه را انعام كرده بآن يا منت گذاشته بآن برخلق خود و آن عقل است، مراد به «جاهل» بقرينه آخر كلام اين است كه عقل و خرد نداشته باشد، و مراد به «جاهل» بقرينه آخر كلام اين است كه عقل و خرد نداشته باشد، و مراد به «بودن او دشمنترين آفريدگان بسوى خداى تعالى» اين است كه حق تعالى را با او عنايتى و اهتمامى بشأن او نباشد كه اگر مىداشت عقل و خرد كه أعظم نعمتهاست باو مىداد و او را محروم نمىكرد از آن نه دشمنى كه سبب عذاب و عقاب او گردد، زيرا كه با عدم عقل و خرد او را تقصيرى نباشد و مؤاخذه او معقول نمىنمايد، و ممكن است كه مراد به «جاهل» نادانى باشد كه تحصيل دانش نكرده باشد با وجود قدرت بر آن و عدم قصور عقل و خرد او، و مراد به «عقل» دانش و دريافت باشد نه قوتى كه آلت آن باشد و مراد به «محروم كردن خدا او را» اين باشد كه او را محروم كرده از آن بسبب تقصير او و عدم سعى او در تحصيل آن يا بسبب گناهى چند كه بسبب آنها مستحق اين شده كه حق تعالى باو علم و دانش ندهد و بنا بر اين دشمنى خدا با او بر ظاهر آن محمول مىتواند شد، و ممكن است بنا بر اين معنى كه ضمير «لانه» راجع بحق تعالى نباشد بلكه راجع بجاهل باشد و معنى اين باشد كه: جاهل محروم كرده خود را از آنچه حق تعالى انعام كرده بآن يا منت گذاشته بآن بر خلق خود پس دشمنى خدا با او از اين راه است و بنا بر اين محتاج بتوجيهى نيست.
٣٣٦٠ اظلم الناس من سن سنن الجور و محاسنن[١] العدل.
[١] - شارح( ره)« سنن» را بتثليث سين ضبط كرده و بر روى آن« معا» نوشته يعنى قرائت آن بفتح و كسر و ضم سين درست است، در منتهى الارب گفته:« سنن الطريق مثلثة و بضمتين راه پيدا و گشاده و جهت آن و روش، يقال: امض على سننك، اى على وجهك، و استقام على سنن واحد و يقال: تنح عن سنن الطريق» و مىتواند بود كه« سنن» در هر دو مورد جمع« سنت» باشد و از قبيل« من سن سنة حسنة فله كذا، او سنة سيئة فله كذا» كه در روايات ديگر است بكار رفته باشد.