شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٧٠ - ٣٥٩٤ ان اخسر الناس صفقة و اخيبهم سعيا رجل اخلق بدنه فى طلب آماله و لم تساعده المقادير على ارادته فخرج من الدنيا بحسراته و قدم على الآخرة بتعاته
او را يا نيابد او را، و نه كسى كه گريزد از آن عاجز كند آن را باين كه نتواند يافت او را بلكه هر جا كه رود از عقب او رود و دريابد او را.
٣٥٩٣ ان فى الموت لراحة لمن كان عبد شهوته و اسير اهويته لانه كلما طالت حياته كثرت سيئاته و عظمت على نفسه جناياته.
بدرستى كه در مرگ هر آينه آسايشى است از براى كسى كه بوده باشد بنده خواهش خود، و برده هواهاى خود از براى اين كه او هر چند دراز شود زندگانى او بسيار مىشود گناهان او و بزرگ مىشود بر نفس او جنايتهاى او، «جنايت كسى بر كسى» اين است كه بكشد او را يا زخمى بزند بر آن يا مانند آن و چون هر گناهى كه آدمى ميكند وبال آن بر نفس اوست پس آن در حقيقت جنايتى است بر نفس او پس باين اعتبار فرمودهاند كه: «بزرگ مىشود جنايات او بر نفس او» و ممكن است كه «على نفسه» متعلق به «عظمت» باشد نه به [جنايات] و معنى اين باشد كه بزرگ مىشود بر نفس او گناهان او، و مراد به «بزرگ شدن بر نفس» بزرگ شدن گرانى و سنگينى آنها باشد.
٣٥٩٤ ان اخسر الناس صفقة و اخيبهم سعيا رجل اخلق بدنه فى طلب آماله و لم تساعده المقادير على ارادته فخرج من الدنيا بحسراته و قدم على الآخرة بتعاته.
بدرستى كه زيانكارترين مردم بحسب فروش و نوميدترين ايشان از روى سعى مردى است كه كهنه كرده باشد بدن خود را در طلب كردن اميدهاى خود، و يارى نكرده باشد او را تقديدات خدا بر وفق خواهش او، پس بيرون رفته باشد از دنيا با حسرتهاى خود، و وارد شده باشد آخرت را با وبالهاى خود.