شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٤ - ٢٣١٥ اجتنب الهذر فايسر جنايته الملامة
٢٣١٠ استرشد العقل و خالف الهوى تنجح.
بخواه راه راست را از عقل، و مخالفت كن با خواهش تا فيروزى يابى.
٢٣١١ احسن الى من شئت و كن[١]، أميره.
احسان كن بسوى هر كه خواهى و باش امير و فرمان فرماى او، زيرا كه هر كه كسى احسان كند باو اطاعت او كند و فرمان او برد.
٢٣١٢ استغن عمن شئت و كن[٢] نظيره.
بىنيازى جوى از هركه خواهى و باش مثل او، زيرا كه كسى كه از كسى بىنياز باشد و طمع نكند تملق و فروتنى باو نبايد بكند و هر نحو كه او با اين سلوك كند اين هم با او سلوك تواند كرد پس گويا مثل اوست.
٢٣١٣ احتج الى من شئت و كن[٣] اسيره.
حاجت ببر بسوى هر كه خواهى و باش اسير او، زيرا كه هر كه حاجتى بكسى داشته باشد تملق و فروتنى كند باو مانند كسى كه اسير او باشد و در بند او افتد.
٢٣١٤ الزم الصمت فادنى نفعه السلامة.
جدا مشو از خاموشى پس كمتر نفع او سلامتى است، يعنى از مفاسدى كه بر سخن گفتن مترتب مىشود.
٢٣١٥ اجتنب الهذر فايسر جنايته الملامة.
دورى كن از بيهوده گوئى پس آسانتر زيان آن ملامت و سرزنش است، مراد به
[١] - آنچه در ساير كتب بنظر رسيده« تكن» است يعنى تا باشى.
[٢] - آنچه در ساير كتب بنظر رسيده« تكن» است يعنى تا باشى.
[٣] - آنچه در ساير كتب بنظر رسيده« تكن» است يعنى تا باشى.