شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩٣ - ٣٦٢٠ ان التقوى منتهى رضى الله من عباده و حاجته من خلقه فاتقوا الله الذى ان اسررتم علمه و ان اعلنتم كتبه
و «عروه ريسمان و مانند آن» حلقه يا گرهى باشد كه در آن باشد مثل حلقهها يا گرهها كه در كمند باشد كه در وقت بالا رفتن از آن دست به آنها زنند يا پاردم[١] چارواها را به آنها ببندند، و اثبات ريسمانى بر نحو مذكور از براى پرهيزگارى بر سبيل تمثيل است، باعتبار اين كه هر كه بآن آويزد و دست بآن زند بالا رود باعلاى مراتب و برسد باقصاى مطالب، پس گويا از براى آن است ريسمانى محكم عروههاى آن كه هر كه دست به آنها زند بالا رود بر آن و برسد بمطالب بلند و مقاصد ارجمند، و «منيع» بمعنى منع كننده است و «ذروه چيزى» (بضم ذال بانقطه و كسر آن) اعلاى آن را گويند و اين نيز بر سبيل تمثيل است، و مراد اين است كه از براى پرهيزگارى محل پناهى هست از براى مردم كه هر كه خود را بآن رساند منع كند آن از او جميع آفات را و هيچ آفتى خود را بآن مرتبه بلند نتواند رسانيد، پس اضافه ذروه اضافه بيانى است يعنى ذروه كه همان محل پناه آوردن بآن است، و ممكن است كه مراد اين باشد كه از براى جايگاه پناه بآن مراتب باشد كه مرتبه اعلاى آن منيع است و هيچ آفتى بآن نتواند رسيد و آن مرتبهايست كه در اعلاى مراتب پرهيزگارى باشد كه در آن مرتبه اصلا نقصى و خللى در پرهيزگارى نباشد بخلاف مراتب ديگر آن كه در آنها در پرهيزگارى فى الجمله خللى و نقصى باشد باين كه از بعضى نافرمانيها پرهيزگارى شده باشد و از بعضى نشده باشد زيرا كه منيع بودن آن نيز كامل نباشد بلكه منع آن نيز از بعضى آفتها باشد باندازه مرتبه خود از قوت و ضعف.
٣٦٢٠ ان التقوى منتهى رضى الله من عباده و حاجته من خلقه فاتقوا الله الذى ان اسررتم علمه و ان اعلنتم كتبه.
بدرستى كه پرهيزگارى نهايت خشنودى خداست از بندگان خود و نهايت
[١] - در برهان قاطع گفته:« پاردم بضم دال و سكون ميم را نكى را گويند و آن چرمى باشد پهن كه بر پس پالان چاروا دوزند و بر پس ران چاروا اندازند و بعضى گويند:
چرمى باشد كه بر پس زين اسب بندند و بر زيردم اسب اندازند و اين أصح است»