شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٩ - ٣٤٣٠ ان انفاسك اجزاء عمرك فلا تفنها الا فى طاعة تزلفك
خوار و ذليل باشد اما بحسب آخرت سبب خوارى نباشد بلكه باعث بلندى مرتبه و اجر و ثواب گردد مگر اين كه صبر بر آن نكند و بسبب آن مرتكب نامشروعى گردد پس سبب خوارى آخرت نيز گردد و در بعضى نسخهها[١] «مذهلة» بجاى «مذلة» است و بنا بر اين ترجمه اين است كه: آلت فراموشى نفس است يا غفلت آن، يعنى فراموشى امور ضروريه أخروى و دنيوى، يا غفلت از آنها، و مراد مذمت درويش است از اين راه و اشاره باين كه درويش را در بعضى تقصيرات بايد معذور داشت بسبب غلبه فراموشى يا غفلت بر او.
٣٤٢٩ ان عمرك مهر سعادتك ان انفذته فى طاعة ربك.
بدرستى كه عمر تو كابين نيكبختى تست اگر روان گردانى آن را در فرمانبردارى پروردگار خود، مراد اين است كه عمرى كه در طاعت پروردگار روان شده باشد يعنى صرف شده باشد سبب نيكبختى صاحب آن گردد پس تشبيه شده نيكبختى بزنى كه بعقد او در آيد آن همان عمرى باشد كه در طاعت صرف شده، و ممكن است كه «انفدته» بدال بى نقطه باشد و بنا بر اين ترجمه اين است كه: اگر فانى كنى آن را يعنى تمام كنى آن را و بانجام رسانى در طاعت پروردگار خود.
٣٤٣٠ ان انفاسك اجزاء عمرك فلا تفنها الا فى طاعة تزلفك.
بدرستى كه نفسهاى تو جزوهاى عمر تواند[٢] پس فانى و نيست مكن آنها را مگر در طاعتى كه نزديك گرداند ترا يعنى بدرگاه حق تعالى.
[١] - عبارت و« در بعضى نسخهها»( تا آخر) فقط در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار است و در نسخه اصل از آن اثرى نيست.
[٢] - ملاى رومى در اين باب نيكو سروده:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|