شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٨ - ٢٢٨٦ احسن العشرة و اصبر على العسرة و انصف مع القدرة
٢٢٨١ اعن اخاك على هدايته.
يارى كن برادر خود را بر هدايت او يعنى راهنمائى او، يا رساندن او بمطلوب
٢٢٨٢ احى معروفك باماتته.
زنده دار احسان خود را بميرانيدن آن يعنى باين كه هرگز ياد آن نكنى چنانكه گويا آن مرده است، زيرا كه هرگاه كسى چنين كند آن احسان زنده ماند و سبب اجر و ثواب گردد.
٢٢٨٣ اقلل الكلام تأمن الملام.
كم كن سخن را تا ايمن گردى از سرزنش، زيرا كه مردم بر بسيار گفتن سرزنش كنند يا اين كه آدمى كه بسيار گويد نمىشود كه در ميان سخنان او سخنى نباشد كه باعث سرزنش او شود.
٢٢٨٤ احفظ بطنك و فرجك من الحرام.
نگاه دار شكم خود را و فرج خود را از حرام.
٢٢٨٥ اعدل تدم لك القدرة.
عدالت و دادگرى كن تا پاينده بماند از براى تو توانائى.
٢٢٨٦ احسن العشرة[١] و اصبر على العسرة و انصف مع القدرة.
نيكو گردان معاشرت و آميزش با مردم را، و صبر كن بر سختى و تنگى، و انصاف بده با توانائى، يعنى دادگرى كن وقتى كه توانائى آن داشته باشى يا نسبت بخود انصاف بياور، و هرگاه حق بجانب خلاف تو باشد اعتراف كن بآن در وقتى كه
[١] - شارح( ره)« العشره» را بضم عين ضبط كرده و گويا از طغيان قلم بوده است و مىتواند بود نظر بمشاكله و ازدواج با« العسرة» و« القدره» چنين قرائت كرده باشد.