شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٩ - ٣٣٩٢ ان انفاق هذا المال فى طاعة الله اعظم نعمة و ان انفاقه فى معاصيه اعظم محنة
٣٣٨٨ ان ازين الاخلاق الورع و العفاف.
بدرستى كه زيباترين خصلتها ورع است يعنى پرهيزگارى و عفاف يعنى باز ايستادن از حرام، و اين بمنزله تأكيد ورع است.
٣٣٨٩ ان ادنى الرياء شرك[١].
بدرستى كه ادناى ريا شرك است، «ريا» چنانكه مكرر مذكور شد اين است كه كسى عبادتى را بكند از براى ديدن كسى خواه غرض محض آن باشد يا آن نيز منطور باشد، و مراد به «ادناى آن» پائينترين مراتب آن است يعنى اندك ريائى شرك است يعنى بمنزله شريك قرار دادن است از براى خداى عز و جل، زيرا كه در حقيقت كسى را كه ريا از براى او كرده شريك كرده با حق تعالى در عبادت از براى او.
٣٣٩٠ ان ذكر الغيبة شر الافك.
بدرستى كه ياد غيبت يعنى ياد كسى ببدى در غايبانه او بدترين بهتانست يعنى هر چند راست باشد بمنزله بدترين بهتانست و عقاب آنرا دارد و اين در صورتى است كه شرعا تجويز آن نشده باشد چنانكه مكرر مذكور شد.
٣٣٩١ ان اعطاء هذا المال قنية و ان امساكه فتنة.
بدرستى كه بخشيدن اين مال ذخيره كرده شده است و بدرستى كه نگاهداشتن آن فتنه است يعنى در معرض فتنه است كه بآن مال بر خورد و بصاحب آن در دنيا يا آخرت يا هر دو.
٣٣٩٢ ان انفاق هذا المال فى طاعة الله اعظم نعمة و ان انفاقه فى معاصيه اعظم محنة.
بدرستى كه خرج كردن اين مال در فرمانبردارى خدا بزرگتر نعمتى است، و بدرستى كه صرف كردن آن در نافرمانيهاى او بزرگتر محنتى است، يعنى سبب
[١] - كذا منكرا بخط الشارح( ره) و در بعضى نسخ:« الشرك».