شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٧ - ٢٧٣٠ اياك و الاستيثار بما للناس فيه اسوة و التغابى عما وضح للناظرين فانه مأخوذ منك لغيرك
بسوى قيامت و زرى را يعنى گناهى را يا سنگينيى را يعنى سنگينى گناهى را.
٢٧٢٨ اياك و ما يسخط ربك و يوحش الناس منك، فمن اسخط ربه تعرض للمنية، و من اوحش الناس تبرا من الحرية.
بپرهيز از آنچه بخشم آورد پروردگار ترا و برماند مردم را از تو، پس كسى كه بخشم آورد پروردگار خود را در عرضه در آورده است خود را از براى مرگ، و كسى كه برماند مردم را جدا شود از او آزادگى، مراد به «مرگ» هلاكت اخروى است و «جدا شود از آزادگى» يعنى داخل آزادگان نباشد و «آزاده هرچيز» برگزيده آن است.
٢٧٢٩ اياك و خبث الطوية و افساد النية و ركوب الدنية و غرور الامنية.
بپرهيز از بدى باطن و فاسد كردن نيت و سوارى دنيت، و فريب خوردن اميد، مراد به «فاسد كردن نيت» اينست كه عزم و قصد كارهاى بد داشته باشد يا اين كه نيت طاعات و عبادات را فاسد كند باين كه خالص نگرداند از براى خداى عز و جل و آميخته بأغراض ديگر گرداند، و «سوارى دنيت» يعنى ارتكاب امورى چند كه باعث پستى مرتبه اين كس باشد يا اتصاف بصفات و اخلاقى چند كه نشان آن باشد و «فريب خوردن آرزو» يعنى از آرزو باين كه مشغول آرزوها و سعى در آنها شود و از اصلاح احوال امور آخرت غافل گردد.
٢٧٣٠ اياك و الاستيثار بما للناس فيه اسوة و التغابى عما وضح للناظرين فانه مأخوذ منك لغيرك.
بپرهيز از تنها بودن به آن چه بوده باشد از براى مردم در آن اسوه، و تغافل زدن از آنچه واضح شده از براى بينندگان، پس بدرستى كه آن گرفته شده است از تو