شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٨ - ٢٧٣٠ اياك و الاستيثار بما للناس فيه اسوة و التغابى عما وضح للناظرين فانه مأخوذ منك لغيرك
از براى غير تو، «أسوة» بمعنى تساوى و برابرى است و بمعنى قدوه يعنى كسى كه باو اقتدا كنند در كارى، و مراد اين است كه چيزى كه مردم را در آن تساوى باشد يعنى همه در آن برابر و مساوى باشند و اختصاصى ببعضى نداشته باشد يا هر يك قدوه ديگرى توانند شد در آن، و چنانكه اين تصرف تواند كرد در آن، آن نيز تصرف تواند كرد مثل آبهاى مباح و هيمه و علف صحرا، بپرهيز از اين كه چنين چيزى را بتنهائى تصرف كنى و مخصوص خودگردانى و مانع ديگران شوى از تصرف در آن، و «تغافل كردن از آنچه واضح شده از براى بينندگان» بمنزله تأكيد سابق است يعنى بپرهيز از اين كه چيزى چند كه آشكار شده از براى هر كه ببيند و اختصاصى ببعضى نداشته باشد تغافل كنى از آن از براى ديگران و آن را مخصوص خود گردانى، و ممكن است كه مراد باين خصوص هديه باشد كه از براى كسى بياورند در حضور جمعى و واضح شود اين بر ايشان، و مراد نهى از تغافل كردن از آن باشد يعنى از اين كه تغافل كند و حصه از آن بايشان ندهد بلكه بايد كه بايشان نيز حصه از آن بدهد چنانكه در احاديث ديگر نيز امر بآن شده «پس بدرستى كه آن گرفته شده است از تو از براى غير تو» يعنى هرگاه چنين چيزى را مخصوص خودگردانى عاقبت آن گرفته شود از تو از براى غير تو يعنى خصوص آن چيز گرفته شود، يا دولتى كه بآن اعتبار مىتواند كه چنين چيزى را مخصوص خود كند يا از آن راه هدايا از براى او آورند آن دولت گرفته شود از او از براى غير او، و در بعضى نسخهها «بالاستتار» بدل «بالاستيثار» واقع شده و بنا بر اين معنى اين است كه: بپرهيز از پنهان كردن آنچه مردم را در آن اسوه باشد، و بنا بر اين «تغابى» نيز ممكن است كه بمعنى پنهان كردن باشد و مراد اين باشد كه: بپرهيز از پنهان كردن چيزى كه مردم را در آن قدوه باشد يعنى هرگاه آشكارا كنى مردم در آن بتو اقتدا كنند، چنانكه علما گفتهاند كه: مستحب است آشكارا دادن زكاة و نحو آن از براى اين كه ديگران