شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٨ - ٣٦٦٥ ان الدنيا كالغول تغوى من اطاعها، و تهلك من اجابها، و انها لسريعة الزوال وشيكة الانتقال
چنانكه در قرآن مجيد نيز فرمودهاند: «إنما النسيء زيادة في الكفر» بدرستى كه [نسىء] يعنى پس انداختن ماهها بر وجهى كه مذكور شد زيادتى است در كفر يعنى كفرى است كه زياده كردهاند آن را بر كفر خود، و بر تقدير صحت اين قول بايد كه تمثيل آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه دنيا را بغول بنا بر حكايت مشهوره باشد هر چند آن واقع نباشد زيرا كه در تمثيل و تشبيه ضرور نيست كه ممثل به و مشبه به واقع باشد بلكه تمثيل و تشبيه بامر خيالى نيز شايع است.
و بعضى را اعتقاد اين است كه:
حكايت غول اصل دارد و حديث مذكور را ثابت نمىدانند يا بر اين حمل ميكنند كه بعد از اسلام ببركت آن اين معنى بر طرف شده و ديگر غول بر كسى ظاهر نمىتواند شد، يا گمراه نمىتواند كرد، يا هلاك نمىتواند كرد، و در بعضى احاديث وارد شده: «اذا تغولت الغيلان فبادروا بالاذان» يعنى هرگاه رنگين شوند غولها پس پيشى گيريد باذن، و مراد به «تغولت» يعنى رنگين شدن آنها اين است كه مصور شوند بصورتى كه بحس در آيد و آنرا توان ديد بنا بر اين كه چيزى تا رنگ نداشته باشد ديده نشود، و اين مضمون در طرق شيعه نيز از حضرت صادق صلوات الله و سلامه عليه روايت شده، و ظاهر اين است كه امر به «پيشى گرفتن باذان» از براى دفع شر آنهاست و اين كه اذان گفتن سبب دفع آنهاست.
و پوشيده نيست كه: اين حديث شريف منافى انكار وجود آنست و همچنين انكار رسيدن شرى از آنها بآدمى، پس منافات دارد با حديث سابق مگر اين كه حديث سابق محمول شود بر اين كه بعد از اسلام غول ضررى نمىتواند رسانيد بمسلمانان باعتبار اين كه دفع آن مىتوانند كرد باذان يا مانند آن از دعا يا قرآن، يا اين كه حديث اخير محمول شود بر استحباب اذان گفتن هر چند قادر نباشند آنها بر اضرار از براى دفع ايشان و زايل شدن دهشت و خوفى كه از ديدن ايشان بحسب خلقت و جبلت عارض آدمى مىشود هر چند داند كه از آنها ضررى باين كس نمىرسد. يا اين كه اذان گفتن