شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٨ - ٣٦٨٥ ان الدنيا سريعة التحول، كثيرة التنقل، شديدة الغدر، دائمة المكر، فاحوالها تتزلزل، و نعيمها يتبدل، و رخاؤها يتنقص، و لذاتها تتنغص، و طالبها يذل، و راكبها يزل
٣٦٨٤ ان من نكد الدنيا أنها لا تبقى على حالة، و لا تخلو من استحالة، تصلح جانبا بفساد جانب، و تسر صاحبا بمساءة صاحب، فالكون فيها خطر و الثقة بها غرر، و الاخلاد اليها محال، و الاعتماد عليها ضلال.
بدرستى كه از نكد دنيا اينست كه باقى نمىماند بر حالتى، و خالى نمىباشد از گشتن از حالى بحالى، اصلاح ميكند طرفى را بفاسد شدن طرفى ديگر و شادمان مىگرداند مصاحبى را باندوهناك كردن مصاحبى ديگر، پس بودن در آن خطر است، و اعتماد بر آن غرر است، و ميل بسوى آن محال است، و تكيه بر آن گمراهى است. «نكد» بفتح نون و دال بىنقطه بمعنى سختى و دشوارى آمده، و بمعنى كمى آب چاه نيز آمده، و هر دو در اينجا مناسب است و معنى اين مىشود كه: از سختى و دشوارى دنيا يا از كمى نفع آن اينست كه باقى نمىماند، و «خطر» بخاء نقطهدار و طاى بىنقطه هر دو مفتوح بمعنى مشرف شدن بر هلاك است، و شايع شده استعمال آن در هر چه در آن بيم ضررى باشد، و «غرر» نيز بهمان وزن و معنى است، و «محال» بضم ميم چيزى را گويند كه از وجه خود گشته باشد، و شايع شده استعمال آن در چيزى كه ممكن نباشد، و بنا بر اين معنى اين است كه: ميل بسوى آن جايز و روا نباشد و «محال» بكسر ميم بمعنى كيد و مكر است، و ممكن است كه در اينجا بكسر خوانده شود و معنى اين باشد كه: كيد و مكر است با خود.
٣٦٨٥ ان الدنيا سريعة التحول، كثيرة التنقل، شديدة الغدر، دائمة المكر، فاحوالها تتزلزل، و نعيمها يتبدل، و رخاؤها يتنقص، و لذاتها تتنغص، و طالبها يذل، و راكبها يزل.
بدرستى كه دنيا شتاب كننده تحول، بسيار تنقل، سخت بى وفاى دائم مكر است،