شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٦ - ٣٦٨٣ ان الدنيا ربما اقبلت على الجاهل بالاتفاق، و ادبرت عن العاقل بالاستحقاق، فان اتتك منها سهمة مع جهل او فاتتك منها بغية مع عقل، فاياك ان يحملك ذلك على الرغبة فى الجهل و الزهد فى العقل، فان ذلك يزرى بك و يرديك
دانش، پس بپرهيز از اين كه ندارد ترا اين بر رغبت در جهل و بىرغبتى در دانائى، پس بدرستى كه آن عيبناك مىگرداند ترا و هلاك مىگرداند ترا. مراد به «رو آوردن دنيا بنادان باتفاق» اين است كه از روى اهليت و استحقاق نيست و سبب ظاهرى ندارد نه اين كه اصلا سببى ندارد يا اتفاق سبب آنست چنانكه در اوايل شرح كتاب بيان آن شد، و مراد به «پشت گردانيدن از دانا باستحقاق» اين است كه پشت مىگرداند از او با وجود همراهى او باستحقاق، يا اين كه پشت مىگرداند از او بسبب استحقاق او پشت گردانيدن از او را، و بنا بر اول استحقاق او استحقاق ظاهرى است، و بنا بر دوم استحقاق واقعى، زيرا كه هر چند او بحسب ظاهر استحقاق نعمتهاى دنيوى دارد اما در واقع استحقاق رو گردانيدن آنها از او دارد باعتبار مصلحتى، مثل اين كه اگر دنيا رو بآدمى مىآورد بر آن حال نمىماند و مرتكب بعضى گناهان مىشد، يا اين كه قوت صبر بر تنگى و سختى داشته بآن اعتبار حق تعالى مصلحت او را در اين دانسته كه دنيا بر او تنگ گذرد تا او بر آن صبر كند و بعوض آن مرتبه او در آخرت افزونتر گردد، پس اگر بيايد ترا از دنيا بخشى[١] با وجود نادانى يا فوت شود ترا از آن مطلوبى با وجود عقل، پس حذر كن از اين كه اين معنى بدارد ترا بر رغبت در جهل يا بىرغبتى در دانائى، بگمان اين كه اين از راه خوبى جهل و بدى دانائى است، زيرا كه چنين نيست و در بدى جهل و خوبى دانائى شبهه نيست بلكه دنيا دارى نادان يا باعتبار بىاعتبارى دنياست نزد حق تعالى و عدم وقع آن پس بهر كه خواه برسد، و يا باعتبار اين كه مستحق احسانى بوده و اهليت احسان آخرت نداشته پس احسان بر او در دنيا بعمل آمده، يا باعتبار حكمت و مصلحتى ديگر هر چند عقل ما بآن نرسد، و «محرومى دانا از آن نيز» البته باعتبار بدى دانائى نيست بلكه باعتبار حكمت و مصلحتى است كه در آن باشد از آنچه مذكور شد يا غير آن، «پس بدرستى كه اين عيبناك مىگرداند ترا» يا باعتبار اين كه اصل اين معنى فى نفسه عيب است و دلالت بر قصور فهم او دارد كه نيافته كه اين از راه خوبى جهل و بدى دانائى نيست بلكه سبب
[١] - در برهان قاطع گفته:« بخش بر وزن كفش حصه و بهره باشد».