شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٧ - ٣٦٨٣ ان الدنيا ربما اقبلت على الجاهل بالاتفاق، و ادبرت عن العاقل بالاستحقاق، فان اتتك منها سهمة مع جهل او فاتتك منها بغية مع عقل، فاياك ان يحملك ذلك على الرغبة فى الجهل و الزهد فى العقل، فان ذلك يزرى بك و يرديك
ديگر خواهد داشت، و يا باعتبار اين كه سبب اين مىشود كه آدمى در جهل بماند و طلب علم نكند، و نادانى عيبى است از براى او، و «هلاك مىگرداند ترا» يعنى هلاكت اخروى، و يا معنى اين است كه مىاندازد ترا يعنى در هلاكت يا در پستى.
در شرح اين عبارت «ان الدنيا ربما اقبلت على الجاهل بالاتفاق و ادبرت عن العاقل بالاستحقاق» مىتوان گفت[١]:
بدرستى كه دنيا بسيار است كه رو ميكند بر جاهل باتفاق يعنى اين كه رو كردن آن بجاهل بعنوان موافقت و استحقاق است زيرا كه جنسيت علت ضم است، جهت آنكه مرتبه آن پست است و پستى را طلب ميكند پس بايد كه موقع و محل ورود آن پستى باشد و جاهل پست است، نه باتفاق مقابل عادت و استمرار، و بسيار است كه پشت ميكند از عاقل خردمند بعنوان استحقاق يعنى رو گردانيدن آن از عاقل از راه استحقاق است زيرا كه موقع آن موضعى ديگر است و اگر بغلط وارد شده و بندانستگى بچنين محلى نزول نموده و بعد از ملاحظه معلومش باشد كه بمحل و مكان غير طبيعى و غير مأنوس نزول نموده پشيمان گردد و عنان بگرداند بايد عاقل مأيوس و بىدماغ نگردد از رو برگردانيدن آن و اين را سبب ميل بجهل و پشت بعقل نكند جهت آنكه هر چيزى را اهلى است و فقرات بعد دليل است بر آنچه مذكور شد، و ايضا تفسير عاقل بدانا و همچنين جاهل بنادان خالى از چيزى نيست اولى تفسير عاقل بصاحب خرد يا خردمند و جاهل به بىخرد، و جاهل مقابل عالم نادان است، اهل لغت نقل كردهاند كه: «اتفاق» بمعنى موافقت است نه اتفاق بمعنى مصادفه و ناگهانى كه تعبير از آن ببخت و اتفاق ميكنند و اتفاق باين معنى در اصطلاح اهل اين زمان و در كتب حكما و متكلمين متعارف و معمول است اما در كلام اهل لغت «وافق» از باب مفاعله بمعنى مذكور است نه اتفاق باب افتعال فافهم.
[١] - اين فقره و ترجمه آن در ورق كوچكى بخط شارح( ره) بعنوان مسوده قلم خورده نوشته شده و باصل نسخه ضم گرديده است و بنظر مىرسد كه بلحن اعتراض بشرح گذشته نوشته شده( يا از خود شارح( ره) و يا از ديگرى) و در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار ذكر نشده است.