شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٢ - ٣٦٣١ ان للقلوب شهوة و كراهة و اقبالا و ادبارا فاتوها من اقبالها و شهوتها فان القلب اذا اكره عمى
حساب از موقف تا جهنم كور و گنگ و كر بر سبيل حقيقت، و «تردد پهلوها» يعنى اضطراب و طپيدن آنها از خوف و دهشت در قبر بعد از اين كه زنده شوند يا در همه عقبات و مواقف تا هنگام فارغ شدن از مخاوف و تنگى قبرها و سختى نوميدى يا شكستگى يا اندوه همه از براى گنهكاران است، و اگر نه حق تعالى از براى نيكوكاران قبرها را وسعت دهد چنانكه در احاديث وارد شده و نوميدى و شكستگى و اندوهى ايشان را رو ندهد نهايت هول آنها هر كس را باشد باعتبار اين كه مبادا گنهكار باشد و بنا بر اين هر يك از اينها عطف بر [مطلع] اند و مراد هول از همه آنهاست، و ممكن است كه عطف بر هول مطلع باشد و مراد اين باشد كه مىدانيد كه اينها همه هست از براى گنهكاران و اين معنى نيز بايد كه پند گو و محل عبرت باشد از براى شما تا اين كه سلوكى كنيد كه بسبب آن از اينها رستگار گرديد.
٣٦٣١ ان للقلوب شهوة و كراهة و اقبالا و ادبارا فاتوها من اقبالها و شهوتها فان القلب اذا اكره عمى.
بدرستى كه از براى دلها خواهشى است و ناخوش داشتنى، و روآوردنى و پشت گردانيدنى، پس بيائيد آنها را از رو آوردن آنها و خواهش آنها پس بدرستى كه وى هرگاه اكراه كرده شود كور گردد، مراد اين است كه اوقات و احوال دلها مختلف است گاهى آنها را خواهشى باشد بعبادات و كارهاى خير و گاهى ناخوشئى و پشت گردانيدنى بسبب كسالتى يا ملالتى پس بيائيد پيش آنها از براى تكليف بعبادات و ساير امور خير در وقت رو آوردن آنها و خواهش آنها نه در وقت كراهت و پشت گردانيدن آنها، زيرا كه دل هرگاه نخواهد كارى را و اقبال نكند بر آن و بجبر و اكراه داشته شود بر آن كور گردد و بصيرت او زايل گردد و آنچه كند از روى بينائى و خضوع و خشوعى كه بايد نباشد، و پوشيده نيست كه اين در تكليف بمستحبات و مندوبات است و همچنين در واجبها با وسعت وقت آنها و اما هرگاه