شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٣ - ١٩٧٢ المفلح من نهض بجناح او استسلم فاستراح
بسيارى كند بآن كم شود، يعنى هر كه خواهد كه بسبب تكبر بسيار شود و مردم تابع او شوند چنين نيست بلكه تبعه او بسبب اين ازو متفرق شوند و بسبب اين كم شود نه زياد.
١٩٦٩ الجهل مطية شموس من ركبها زل و من صحبها ضل.
نادانى مطيه است چموش هر كه سوار شود بر آن بلغزد، و هر كه همراه باشد با آن گمراه شود، و «مطيه» شترى را گويند كه بر آن سوار شوند يا بار كنند چنانكه قبل ازين مذكور شد.
١٩٧٠ اللسان معيار أرجحه العقل و أطاشه الجهل.
زبان معيارى است افزون گردانيده است آن را عقل و سبك گردانيده است آن را جهل، «معيار» آلتى است كه بآن عيار و وزن چيزى معلوم شود، و مراد اين است كه عيار و وزن هر كس بزبان او معلوم شود، و اگر او را عقل باشد يعنى خرد، يا علم بقرينه مقابله با جهل، افزون باشد پله آن، و اگر جاهل باشد سبك باشد.
١٩٧١ اكتساب الثواب أفضل الارباح و الاقبال على الله رأس النجاح.
كسب كردن ثواب افضل و افزونترين نفعها و سودهاست، و رو آوردن بر خدا سر فيروزى است.
١٩٧٢ المفلح من نهض بجناح او استسلم فاستراح.
فيروزمند كسى است كه پرواز كند بپرى، يا اطاعت و انقياد كند پس آسايش يابد، يعنى فيروزمند در دنيا كسى است كه بال و پرى و اعوان و انصارى داشته باشد كه بآن تواند مرتبه بلند يافت، يا كسى كه مرتبه بلند نطلبد و اطاعت و انقياد صاحب سلطنت و حكم كند پس آسايش يابد و زحمتى او را نبايد كشيد.