شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٢ - ١٩٦٨ الكبر خليقة مردية من تكثر بها قل
١٩٦٤ المؤمن قريب أمره، بعيد همه، كثير صمته، خالص عمله.
مؤمن نزديك است كار او، دور است اندوه او، بسيار است خاموشى او، خالص است عمل او، مراد به «نزديكى كار او» اين است كه در امور دنيوى كارهاى دور و دراز كه از طول امل ناشى شود پيش نگيرد بلكه هر كارى كه ضرور شود بقدر ضرورت مرتكب شود، و غالب اين است كه آنها نزديك باشد و زود بعمل آيد، و «دور است اندوه او» يعنى غم و اندوه دور و دراز دارد باعتبار ترس از خدا و خوف از بدى حال او در آن نشأه، و «خالص است عمل او» يعنى از آميختگى بغرض ديگر غير رضا و خشنودى حق تعالى.
١٩٦٥ المتقون أعمالهم زاكية و أعينهم باكية و قلوبهم وجلة.
متقيان يعنى پرهيزگاران يا آنانكه ترس خداى عز و جل دارند كردارهاى ايشان پاك است، و چشمهاى ايشان گريان است، و دلهاى ايشان ترسناك است، ظاهر است كه گريه و ترس ايشان از جهت آخرت است نه دنيا.
١٩٦٦ العاقل يجتهد فى عمله و يقصر من أمله.
عاقل جهد ميكند در كار خود يعنى طاعات و عبادات، و كوتاه مىگرداند از اميد خود.
١٩٦٧ الجاهل يعتمد على أمله و يقصر فى عمله.
جاهل اعتماد ميكند بر اميد خود، و كوتاهى ميكند در عمل خود، يعنى اعتماد و ميل او بر اميدهاست كه دارد در دنيا، و ايستادگى ميكند بر آنها و كمال سعى مىنمايد از براى آنها، و كوتاهى ميكند در طاعات و عبادات.
١٩٦٨ الكبر خليقة مردية من تكثر بها قل.
تكبر خوئى است هلاك كننده يا اندازنده يعنى در خفت و ذلت، هر كه طلب