شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦٦ - ٣٧٠٢ ان هذا المال ليس لى ولا لك و انما هو للمسلمين و جلب اسيافهم فان شركتهم فى حربهم شركتهم فيه، و الا فجنا ايديهم لا يكون لغير افواههم
كه امام از براى جمعى قرار داشته باشد بازاء بعضى از خدمات، مثل دلالت بر راهى يا امرى كه باعث معاونت مسلمانان باشد، و همچنين حفظ غنيمت و نقل آن و مانند اينها[١] و همچنين اخراج عطائى كه خواهد كه بجمعى از ايشان بكند زياده بر حصه ايشان باعتبار زيادتى سعى ايشان يا بجمعى كه مستحق حصه نباشند مثل زنان و بندگان و كفار هرگاه معاونتى كرده باشند، و همچنين اخراج آنچه از براى خود انتخاب نمايد مثل اسب خوبى يا شمشير نفيسى يا كنيز صاحب حسنى و مانند آنها آنچه بعد از اينها بماند قسمت مىشود ميانه آن مجاهدان، و هر كه در آن جهاد حاضر شده باشد از براى جهاد هر چند جهاد نكرده باشد، باين نحو كه بكسى كه اسب نداشته باشد خواه پياده باشد خواه سوار غير اسب يك سهم مىدهد و هر كه يك اسب داشته باشد دو سهم و از براى كسى كه دو اسب يا زياده داشته باشد سه سهم، و هر گاه اين معلوم شد ظاهر مىشود كه آن مالى كه آن شخص طلبيده بايد كه از مالى باشد كه مخصوص مجاهدان بوده و باين اعتبار آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه فرموده كه: نيست اين مال از من و نه از تو و نيست آن مگر از براى مسلمانان، يعنى مخصوص مجاهدان در آن جهاد، و «كشيده شده شمشيرهاى ايشان» يعنى چيزى كه شمشيرهاى ايشان آن را جلب كرده و كشيده از براى ايشان، و اين قرينه است بر اين كه مراد بمسلمانان كه مذكور شد خصوص آن مجاهدان است، و مراد باين كه «اگر شريك شوى با ايشان در جنگ ايشان شريك خواهى بود در آن» اين است كه شريك خواهى بود در غنيمتى كه بشركت تو بدست ايشان افتد بعد از اين نه درمان مذكور، و «اگر نه چيده دستهاى ايشان» يعنى آنچه را دستهاى ايشان تحصيل كرده و گرفته، «نمىباشد از براى غير دهنهاى ايشان» يعنى مخصوص ايشان است و بديگرى نمىتوان داد.
[١] - شارح( ره) در حاشيه گفته:« ظاهرتر اين است كه اخراج خمسى كه مذكور شد در اين قسم بعد از اخراج جعالهها و قبل از عطاهاست».