شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦٥ - ٣٧٠٢ ان هذا المال ليس لى ولا لك و انما هو للمسلمين و جلب اسيافهم فان شركتهم فى حربهم شركتهم فيه، و الا فجنا ايديهم لا يكون لغير افواههم
كاريگر[١] گردد و قبل از اين مذكور شد كه ظاهر اين است كه اين معنى در باره كسى سود دهد كه اجل مقدر خود را داند مثل آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه و اما كسى كه آن را نداند پس بر او احتياط و اجتناب از آنچه مظنه ضرر باشد واجب و لازم است و سر آن اين است كه چنانكه اجل حتمى باشد اجل معلقى نيز باشد و آن اجلى است كه معلق بشرطى است مثل اين كه مقدر شده باشد كه اگر فلان خود را از بام بيندازد يا كارد بخود بزند يا با فلان جنگ كند كشته شود، و اگر نكند باقى بماند پس اجتناب از آنچه مظنه ضرر باشد از براى دفع اجل معلقى مىتواند بود.
و گفته آن حضرت ٧ در حالى كه طلبيده از او مردى چيزى از بيت المال مسلمانان، و او از آنان بوده كه مستحق اين نبوده كه عطا كند باو:
٣٧٠٢ ان هذا المال ليس لى ولا لك و انما هو للمسلمين و جلب اسيافهم فان شركتهم فى حربهم شركتهم فيه، و الا فجنا ايديهم لا يكون لغير افواههم.
بدرستى كه اين مال نيست از براى من و نه از براى تو، و نيست آن مگر از براى مسلمانان و كشيده شده شمشيرهاى ايشان، پس اگر شريك شوى تو با ايشان در جنگ ايشان شريك خواهى بود با ايشان در آن، و اگر نه چيده دستهاى ايشان نمىباشد از براى غير دهنهاى ايشان.
مخفى نماند كه غنيمتى كه از جهاد با كفار بدست مسلمانان افتد خمس آن از اهل خمس است و تتمه اگر جنگ بىاذن امام بوده مال امام است و اگر باذن امام بوده آنچه غير منقول است مثل زمين و عمارات و درختان، همه از مسلمانان است باين معنى كه امام حاصل و منافع آنها را در مصالح مسلمانان از مجاهدان و غير ايشان صرف مىنمايد، و آنچه منقول باشد از آن مثل نقود و امتعه و مانند آنها، آن از آن جمعى است كه بآن جهاد حاضر بودهاند باين طريق كه بعد از اخراج جعالهها
[١] - كذا صريحا بخط شارح( ره) يعنى بياء بعد از راء.