شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦٤ - ٣٧٠١ ان على من اجلى جنة حصينة فاذا جاء يومى انفرجت عنى و اسلمتنى فحينئذ لا يطيش السهم و لا يبرء الكلم
خواسته و آن شخص را بر او راه اعتراضى نباشد، و ممكن است كه معنى كلام اين باشد كه خداى سبحانه عذر مردم را زايل كرده و راه عذرى از براى ايشان نگذاشته باعتبار آنچه مذكور شد كه ايشان را خبر كرده و از نافرمانى خود ترسانيده پس بعد از آن كسى كه نافرمانى كند او را عذرى نباشد[١]، و مراد به «حجتهاى روشن آشكار» پيغمبران و اوصياى ايشان است كه هر يك از ايشان حجت و برهانند روشن و آشكار از جانب حق تعالى، و «كتابهاى ظاهر عذر» يعنى كتابهائى كه در آنها عذر حق تعالى در عقاب عاصيان ظاهر و واضح مىشود، باعتبار اين كه مردم را خبر ميكنند از حال معاصى و استحقاق عذاب و عقاب بسبب ارتكاب آنها، و بعد از آن در عقاب عاصيان توهم حيف و جورى نمىشود چنانكه مذكور شد.
٣٧٠١ ان على من اجلى جنة حصينة فاذا جاء يومى انفرجت عنى و اسلمتنى فحينئذ لا يطيش السهم و لا يبرء الكلم.
بدرستى كه بر من از اجل من سپريست محكم، پس هر گاه بيايد روز من گشوده مىشود از من و وامىگذارد مرا، پس در آن هنگام ميل نمىكند تير از نشانه و به نمىشود زخم، «اجل» چنانكه مكرر مذكور شد مدت عمر را گويند و وقت مرگ را نيز گويند و ظاهر اين است كه مراد در اينجا معنى اول باشد و مراد اين باشد كه از مدت عمرى كه حق تعالى از براى من مقدر كرده و تقدير فرموده كه كمتر از آن نباشد بر من سپريست محكم كه نگاهدارد مرا و تا آن سپرى نگردد قطع رشته باريك حيات مرا بصد تيغ تيز نتوان كرد، «پس هرگاه بيايد روز من» يعنى وقت مرگ من گشوده مىشود آن سپر از من و وامىگذارد مرا و ترك يارى من ميكند پس در آن وقت تير هلاكى كه متوجه من باشد ميل نمىكند از نشانه كه من باشم و البته بآن مىخورد، و «زخمى كه زده شود بر من به نمىشود» و البته
[١] - شارح( ره) در حاشيه گفته:« و آنچه قبل از اين مذكور شد كه( من أنذر فقد أعذر) بهر يك از اين دو معنى مىتواند بود چنانكه قبل از اين شرح شد يعنى هر كه ترسانيد پس بتحقيق كه عذر خود خواست، يا عذر آن كسى را كه ترسانيده زايل كرد».