شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦١ - ٣٦٩٨ ان الدنيا لا يسلم منها الا بالزهد فيها، ابتلى الناس بها فتنة، فما اخذوا منها لها اخرجوا منه و حوسبوا عليه، و ما اخذوا منها لغيرها قدموا عليه و اقاموا فيه، و انها عند ذوى العقول كالظل بينا تراه سائغا حتى قلص و زائدا حتى نقص، و قد اعذر الله سبحان
و از خبث باطن آن غافل شدهاند، و «بهترين آنچه حاضر مىشود شما را از توشه» يعنى بهترين عملى كه قادر بر آن شويد از آنچه توشه آخرت تواند شد، و [كفاف] قدرى است از رزق كه بس باشد و باز دارد آدمى را از طلب از مردم، و «طلب مكنيد از آن زياده از قدر كفايت» تأكيد سابق است.
٣٦٩٨ ان الدنيا لا يسلم منها الا بالزهد فيها، ابتلى الناس بها فتنة، فما اخذوا منها لها اخرجوا منه و حوسبوا عليه، و ما اخذوا منها لغيرها قدموا عليه و اقاموا فيه، و انها عند ذوى العقول كالظل بينا تراه سائغا حتى قلص و زائدا حتى نقص، و قد اعذر الله سبحانه اليكم فى النهى عنها، و انذركم و حذركم منها فابلغ.
بدرستى كه دنيا سالم مانده نمىشود از آن كسى مگر ببى رغبتى در آن، آزمايش كرده شدهاند مردم بآن آزمايش كرده شدنى، پس آنچه فرا گيرند از آن از براى آن بيرون كرده شوند از آن و حساب كرده شوند بر آن، و آنچه فراگيرند از آن از براى غير آن، وارد شوند بر آن و بمانند در آن، و بدرستى كه دنيا نزد صاحبان عقلها مانند سايهايست در ميانه اوقاتى كه مىبينى آن را دراز كشيده تا اين كه بهم كشيده شود، و زياد شونده تا اين كه كم شود، و بتحقيق كه زايل كرده عذر را خدا كه- پاك است او- بسوى شما در نهى از آن، و ترسانيده شما را و حذر فرموده شما را از آن، پس رسانيده، مراد به «آنچه فرا گيرند از آن از براى آن» آن چيزى است كه فرا گيرند از دنيا از براى محض دنيا و خواهشها در آن، «پس ايشان بيرون كرده ميشوند از آن» يعنى آخر بيرون خواهند رفت از آن و حساب كرده خواهند شد بر آن، و «آنچه فرا گيرند از دنيا از براى غير دنيا» يعنى از براى اين كه تحصيل آخرتى كنند بآن پس وارد شوند بر آن و اقامت كنند در آن، باعتبار اين كه وارد خواهند شد بر آنچه تحصيل كردهاند بآن از آخرت، و اقامت خواهند كرد در آن، و