شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٥٦ - ٣٦٩٢ ان الدنيا و الآخرة عدوان متفاوتان، و سبيلان مختلفان فمن احب الدنيا و توالاها ابغض الآخرة و عاداها، و هما بمنزلة المشرق و المغرب و ماش بينهما فكلما قرب من واحد بعد من الآخر و هما بعد ضرتان
مانند گشودن يكى از شما سر ديگ خود را، فرو مىگيرند مانند ملخ، پس هلاك ميكنند سركشان شهرها را، مراد به «آن مردان» علما و دوستان خداست كه نزد ايشانست گنجهاى علوم و دعاها كه آنها مذمت كرده شده و رانده شده و دور گردانيده شده است نزد شما كه نادانان و جاهلانيد، و مىگشايند ايشان و ظاهر و آشكار مىگردانند أحكام دين مبين را، و بر مىدارند پرده خفا را از آنها مانند كسى كه بردارد سرپوش ديگ خود را، و هر گاه خواهند كه هلاك گردانند سركشى از سركشان و ستم كنندگان شهرها را فرو مىگيرند او را و احاطه ميكنند بر او مانند ملخ كه فرو گيرد جائى را يعنى با يكديگر اتفاق ميكنند و متوجه دفع آن ميشوند بدعا و توجه باطنى پس هلاك مىگردانند او را. و ممكن است[١] كه مراد به «اين مردان» حضرت صاحب الزمان صلوات الله و سلامه عليه و اصحاب آن حضرت باشند كه نزد ايشان باشد گنجهاى علوم، و آشكار گردد بايشان دين، و فرو گيرند مانند ملخ سركشان را، و هلاك گردانند ايشان را و الله تعالى يعلم.
٣٦٩٢ ان الدنيا و الآخرة عدوان متفاوتان، و سبيلان مختلفان فمن احب الدنيا و توالاها ابغض الآخرة و عاداها، و هما بمنزلة المشرق و المغرب و ماش بينهما فكلما قرب من واحد بعد من الآخر و هما بعد ضرتان.
بدرستى كه دنيا و آخرت دو دشمناند دور از يكديگر، و دو راهند مخالف هم، پس هر كه دوست دارد دنيا را و پيروى كند آن را يا محبت كند با آن، دشمن دارد آخرت را و عداوت كند با آن، و آنها بمنزله مشرق و مغرباند و رونده ميانه آنها، پس هر چند نزديك شود بيكى دور مىگردد از ديگرى، و آنها بعد از اين
[١] - عبارت« و ممكن است» تا آخر تنها در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار ضبط شده است و در نسخه اصل نيست ليكن كلامى بسيار متين و توجيهى بسيار بجا و درست است.