شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٩ - ٣٦٨٦ ان الدنيا حلوة نضرة حفت بالشهوات، و راقت بالقليل، و تحلت بالامال، و تزينت بالغرور، لا تدوم حبرتها، و لا تؤمن فجعتها، غرارة ضرارة، حائلة زائلة، نافدة بائدة، اكالة غوالة
پس احوال آن متغير مىشود، و نعمت آن متبدل مىگردد، و فراخى آن كم مىشود، و لذتهاى آن تيره و ناصاف مىگردد، و طلب كننده آن خوار مىشود، و سوار آن مىلغزد، «شتاب كننده تحول» يعنى تحول و بر گشتن آن شتاب ميكند و زود واقع مىشود، و «بسيار تنقل» يعنى انتقال آن از كسى بديگرى بسيار مىشود، و همچنين بيوفائى آن سخت است، و مكر آن دائم و هميشه.
٣٦٨٦ ان الدنيا حلوة نضرة حفت بالشهوات، و راقت بالقليل، و تحلت بالامال، و تزينت بالغرور، لا تدوم حبرتها، و لا تؤمن فجعتها، غرارة ضرارة، حائلة زائلة، نافدة بائدة، اكالة غوالة.
بدرستى كه دنيا شيرين نيكو صورت است، فرو گرفته شده است بخواهشها، و بارنده است باندك، و زينت يافته است باميدها، و آرايش يافته است بفريب، هميشه نيست شادمانى آن، و ايمنى نيست از مصيبت آن، بسيار فريب دهنده، بسيار زيان رساننده، تغير يابنده، فانى شونده، نيست شونده رونده، هلاك كننده است.
و ممكن است كه «نضرة» بمعنى نيكو صورت نباشد بلكه بمعنى سبز بسيار سبز باشد يعنى در ظاهر سبزى و خرمى دارد، و «فرو گرفته شده است بخواهشها» يعنى خواهشها و آرزوها فرو گرفته آن را، و «بارنده است باندك» يعنى بخشش و عطاى آن اندك است، و «رونده» يعنى رونده است از پيش هر كس و منتقل شونده از او بديگرى، يا رونده بالكليه و فانى شونده، و ممكن است كه «بائدة» باين معنى باشد نه بمعنى رونده، و «خورنده است» يعنى خورنده مردم است باعتبار اين كه مفقود ميشوند در آن، و «هلاك كننده است» نيز بهمين معنى، يا باعتبار هلاكت معنوى مردم در آن.