شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٣ - ٣٦٨٠ ان الدنيا دار بالبلاء معروفة، و بالغدر موصوفة، لا تدوم احوالها، و لا يسلم نزالها، العيش فيها مذموم، و الامان فيها معدوم
صبر ايشان بر شدايد و سختيهاى دنيا مستحق اين بودهاند كه آلوده بأرجاس دنيا نباشند تا اين كه بعوض آن در آخرت بقسط أعلى و بهره أوفى سرافراز گردند، و جمعى با وجود خوبى ايشان از هر دو بهره داده شدهاند باعتبار اين كه مصلحت ايشان در اين بوده از راه اين كه خداى عز و جل مىدانستند كه اگر دنيا بر ايشان تنگ گذرد صبر بر آن نتوانند كرد و باعث آلودگى ايشان ببعضى گناهان شود پس در دنيا نيز توسعه بايشان داده شده تا اين كه بهره ايشان از آخرت كه مستحق آن باشند بسبب بعضى صفات حميده و افعال پسنديده ناقص نگردد، و همچنين حكمتهاى ديگر در اين أبواب رعايت شده كه قلم و زبان از ذكر و بيان آن قاصر است بلكه عقول و أفهام اصلا به آنها پى نبرده و چون غرض از اين كلام معجز نظام مجرد تحريص مردم بوده بر بى رغبتى در دنيا اقتصار شده در آن بذكر آنچه مناط آن بوده از اختلاف آنچه در دنيا واقع مىشود و عدم بناى همه آنها بر أهليت و استحقاق، و متعرض زياده بر آن از بيان بعضى از اسرار آن نشدهاند، بسبب قصور و نارسائى افهام مخاطبان بآن از ادراك و دريافت آن، و الله تعالى يعلم.
٣٦٨٠ ان الدنيا دار بالبلاء معروفة، و بالغدر موصوفة، لا تدوم احوالها، و لا يسلم نزالها، العيش فيها مذموم، و الامان فيها معدوم.
بدرستى كه دنيا خانهايست ببلا شناخته شده و به بىوفائى وصف كرده شده، پاينده نمىماند احوال آن، و سالم نمىمانند فرود آيندگان بآن، زندگانى در آن نكوهيده است، و امنيت در آن ناياب، «سالم نماندن فرود آيندگان آن» از رنجها و تعبهاى دنيوى است، و در بسيارى از مردم از وزر و وبال نيز، و مراد به «امنيت» امنيت از فتنهها و بلاها و بلاهاى دنيوى است، و همچنين از رسيدن امورى كه باعث هلاكت و تباهى آخرت گردند.