شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٢ - ٣٦٧٩ ان الدنيا تعطى و ترتجع و تنقاد و تمتنع، و توحش و تؤنس و تطمع و تؤيس، يعرض عنها السعداء و يرغب فيها الاشقياء
اخروى باشد بلكه دنيوى نيز، زيرا كه بىرنج و تعب زياد نباشد اگر زياده بر آن نباشد.
٣٦٧٩ ان الدنيا تعطى و ترتجع و تنقاد و تمتنع، و توحش و تؤنس و تطمع و تؤيس، يعرض عنها السعداء و يرغب فيها الاشقياء.
بدرستى كه دنيا مىبخشد و باز پس مىگيرد، و اطاعت ميكند و گردنكشى مىنمايد، و رم مىدهد و رام مىنمايد، و بطمع مىاندازد و نوميد مىگرداند، در مىگذرند از آن نيكبختان، و رغبت ميكنند در آن بدبختان. مراد اينست كه: دنيا نسبت بجمعى چنين ميكند و نسبت بجمعى ديگر چنان، بلكه نسبت بيك شخص گاهى چنين ميكند و گاهى چنان، بى اين كه اين اختلافات بسبب اولويت و استحقاق باشد، بلكه بمجرد بخت و اتفاق، پس بايد كه نيكبختان فريفته آن نشوند و رغبت در آن نكنند و سعى كنند در آخرت كه منع و عطاى آن منوط بأهليت و استحقاق باشد، و پوشيده نيست كه اين كلاميست كه جارى شده بر وفق افهام عامه انام و تحقيق در آن اينست كه: دنيا را عطا و منعى نباشد و همچنين آن را در ساير مراتب مذكوره اثرى نيست بلكه همه آنها بتدبير و تقدير حق تعالى است نهايت بسبب عدم اعتناى او تعالى شأنه بدنيا و آنچه در آنست گاهى رعايت استحقاق مردم در آن نشده بلكه واگذاشته شدهاند بسعى و كسب خود پس بعضى بهرهمند گرديدهاند از آن و بعضى محروم شدهاند باعتبار اختلاف ايشان در سعى و مراتب آن و عدم آن، و در جمعى اين اختلافات از جانب خداى عز و جل شده نهايت نه باعتبار خوبى آنان كه عطا شده بايشان و بدى آنان كه منع شده از ايشان، بلكه باعتبار اين كه آنها را كه عطا شده بايشان از آخرت بهره نبوده پس از دنيا بايشان بهره داده شده تا از نعمتهاى او بالكليه محروم نباشند و آنها كه محروم شدهاند باعتبار نيكوئى ذات و صفات ايشان و قوت