شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٤٠ - ٣٦٧٦ ان الدنيا خيرها زهيد، و شرها عتيد، و لذتها قليلة، و حسرتها طويلة، تشوب نعيمها ببؤس، و تقرن سعودها بنحوس، و تصل نفعها بضر و تمزج حلوها بمر
مىگرداند مرگ را، و دور مىگرداند آرزو را، هر چند آرام بگيرد صاحب آن از آن بشادئى از جا بر مىانگيزد او را از آن بسوى محذورى، يعنى امرى حذر كرده شده از آن، و در بعضى نسخهها[١] بدل «منها» در دوم «منه» است و بنا بر اين معنى اين است كه: بر مىانگيزاند او را از آن شادى بسوى محذورى و اين ظاهرتر است بلكه بنا بر نسخه اول نيز بر اين معنى حمل مىتوان كرد و امر در تذكير و تانيث سهل است، «كهنه كردن دنيا بدنها را» ظاهر است و اين بر خلاف بهشت است كه بدنها در آن هميشه بحال عنفوان جوانى باشند و پيرى و تغييرات ديگر را راهى به آنها نباشد، و «نو كردن آن اميدها را» نيز ظاهر است، بخلاف بهشت كه ديگر در آن اميدى باقى نماند، و «نزديك كردن آن مرگ را، و دور كردن آرزو را» در شرح فقره سابق بيان شد، و «از آن بشادئى» يعنى بشادئى كه از دنيا باشد و متعلق بامرى از امور آن باشد، و همچنين «از آن بسوى محذورى» يعنى محذورى كه از دنيا باشد و از احوال آن باشد.
٣٦٧٦ ان الدنيا خيرها زهيد، و شرها عتيد، و لذتها قليلة، و حسرتها طويلة، تشوب نعيمها ببؤس، و تقرن سعودها بنحوس، و تصل نفعها بضر[٢] و تمزج حلوها بمر.
بدرستى كه دنيا خير آن كم است، و شر آن آماده است، و لدت آن كم است، و حسرت آن دراز است، آميخته ميكند نعمت خود را بسختى، و همراه ميكند سعدهاى خود را بنحسها، و پيوند ميكند نفع خود را بضرر، و آميخته ميكند شيرين خود را بتلخ، مراد به «حسرت آن» حسرتهائيست كه در دنيا باز برفوت امور دنيوى روى مىدهد چه آن نسبت باكثر مردم زياده است از لذتهائى كه مىيابند، و ممكن است كه مراد حسرتهائى باشد كه در آخرت باشد بسبب گناهان يا تقصير در
[١] - از جمله« و در بعضى نسخهها» تا« سهل است» فقط در نسخه مدرسه سپهسالار ضبط شده است و در نسخه اصل نيست.
[٢] - در منتهى الارب گفته:« ضر بالفتح گزند و گزند رسانيدن، و بالضم نيز گزند».