شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣٩ - ٣٦٧٥ ان الدنيا تخلق الابدان، و تجدد الآمال، و تقرب المنية، و تباعد الامنية، كلما اطمئن صاحبها منها الى سرور اشخصته منها الى محذور
كشته شدن ايشان نيز گردد، و ممكن است كه «رحال» بحاى بى نقطه خوانده شود بمعنى خانهها و اثاث و متاع آنها، و «هلاك كردن دنيا آنها را» بمعنى ظاهر باشد كه خراب شدن و فانى شدن آنها باشد بمرور ايام، يا باعتبار اين كه طلب دنيا باعث خراب كردن خانهها و بغارت بردن مالها مىشود، و «تغيير دادن آن احوال را» ظاهر است چه هر چند وقت جمعى پست مرتبه را بلند گرداند و گروهى بلند مرتبه را پست كند، و اوضاع سلوك مردم را بسبب رو آوردن بايشان و پشت گردانيدن بر ايشان متغير و متبدل سازد و غير اينها از تغيرات و تبدلات كه در دنيا رو دهد، و مراد باين كه «هر كه غلبه جويد بر آن غلبه كند آن بر او» اينست كه معارضه كردن با دنيا دشوار است، و در اكثر مردم باعتبار غلبه هوا و هوس برايشان چنين است كه اگر خواهند غلبه كنند بر آن مغلوب آن مىگردند، و اگر كشتى گيرند با آن مىاندازد آن ايشان را، نه اين كه اين معنى نسبت بهمه كس باشد و هيچ كس با دنيا برنيايد، و اين ظاهر است، «و اطاعت كردن آن كسى را كه فرمان آن نبرد، و آمدن آن نزد كسى كه ترك كند آن را» باستقراء معلوم شده چنانكه در فقره سابق اشاره بآن شد و آثار و اخبار نيز متظافر است در آن، و «بيايد آن او را» كه در ترجمه «اتته» نوشته شده، بنا براينست كه بفتح همزه خوانده شود، و ممكن است كه «اتته» بمد خوانده شود از مؤاتاة كه در اصل مهموز است موافق «واتته» در فقره سابق، و بنا بر اين ترجمه اينست كه: هر كه واگذارد آن را آن نيكو مطاوعت و موافقت كند او را.
٣٦٧٥ ان الدنيا تخلق الابدان، و تجدد الآمال، و تقرب المنية، و تباعد الامنية، كلما اطمئن صاحبها منها الى سرور اشخصته منها الى محذور.
بدرستى كه دنيا كهنه ميكند بدنها را، و نو مىگرداند اميدها را، و نزديك