شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٥ - ٣٦٦٢ ان من هوان الدنيا على الله ان لا يعصى الا فيها و لا ينال ما عنده الا بتركها
بيان معكوس و منكوس بودن آن است، و «تيره كردن است» يعنى مكدر و تيره كننده حال اين كس است بسبب آميختگى هر لذتى بصد گونه اندوه و مكروه در دنيا، قطع نظر از آنچه در عقب داشته باشد از مؤاخذه و بازخواست در آخرت، و «غصه» چنانكه مكرر مذكور شد در گلو ماندن چيزى است مانند استخوان و مانند آن و شايع شده استعمال آن در مكروهات و اندوهها، و «بودن زندگانى آن رنج» ظاهر است، و همچنين «بودن بقاى آن فانى شدن»، زيرا كه عاقبت آن فناست و هر چه عاقبت آن فنا باشد در نظر حقيقت بين بقاى آن فناست، و «سركشى كردن آن بجوينده آن، و هلاك كردن آن سوار خود را» نيز ظاهر است، زيرا كه جوينده دنيا و حريص بر آن مشغول مىگردد بطلب آن و باز مىماند از سعى در آخرت پس باعث هلاكت و بدبختى سرمدى او گردد، و در دنيا نيز سبب رنج و تعب زياد مىگردد كه آن هلاكتى است دنيوى بلكه بسا باشد كه سبب هلاكت اخروى نيز گردد، و ممكن است كه «تردى» بمعنى [مىاندازد] باشد نه [هلاك مىكند] كه ترجمه شد، يعنى مىاندازد در هلاكت و بدبختى و پستى مرتبه، و باقى كلام محتاج بتوضيح نيست.
٣٦٦٢ ان من هوان الدنيا على الله ان لا يعصى الا فيها و لا ينال[١] ما عنده الا بتركها.
بدرستى كه از خوارى دنياست بر خدا اين كه عصيان كرده نمىشود خدا مگر در آن، و رسيده نمىشود آنچه نزد اوست مگر بترك آن يعنى ترك محرمات آن يا حرص بر آن.
[١] - كذا برفع مضارع صريحا بخط الشارح( ره) و درست هم هست.