شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦١٥ - ٣٦٤٩ ان الله سبحانه امر عباده تخييرا، و نهاهم تحذيرا، و كلف يسيرا، و لم يكلف عسيرا، و اعطى على القليل كثيرا، و لم يعص مغلوبا، و لم يطع مكرها، و لم يرسل الانبياء لعبا، و لم ينزل الكتاب عبثا، و ما خلق السماوات و الارض«و ما بينهما باطلا ذلك ظن الذين ك
كه اگر خواهند اطاعت كنند، و اگر خواهند عصيان كنند، و هر گروهى مستحق جزاى فعل خود گردند چنانكه مذكور شد پس عصيان هر كه عصيان كند بعنوان غلبه و زيادتى بر او نيست بلكه اگر خواهد بمحض اراده تمام دنيا و هر چه را در آن باشد نيست و نابود تواند كرد پس چگونه توهم غلبه كسى بر آن توان نمود، و ممكن است كه معنى اين باشد كه: عصيان كرده نشده در حالى كه عصيان كننده مغلوب باشد يعنى مجبور و مضطر باشد در آن عصيان و امرى غلبه كرده باشد بر او كه او را ملجأ كرده باشد بعصيان، و «اين كه اطاعت كرده نشده در حالى كه اطاعت كننده اكراه كرده شده باشد و بجز اطاعت كرده باشد و حاصل هر دو يكى است، و اين كه «نفرستاده پيغمبران را از روى بازى» ظاهر است چه ظاهر است كه فرستادن ايشان از براى هدايت و راهنمائى مردم است و دلالت ايشان بر آنچه مكلفند بآن، از اصول و فروع اديان، همچنين «عبث نبودن فرو فرستادن كتابهاى آسمانى» واضح است، و فوايد هر يك لايح، و محتاج باظهار نيست، و همچنين «باطل نبودن خلق آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست» امريست روشن و پيدا و ظاهر و هويدا، چه خلق همه بندگان از ملائكه و انس و جان از براى پرستش و عبادت است و اين كه بسبب آن مستحق رحمتهاى غير متناهى او گردند و خلق ساير مكونات از براى مصالح ايشان است و هيچ ذره از ذرات عالم علوى و سفلى نيست كه در خلق آن چندين مصلحت و فايده منظور نباشد كه قليلى از آنها را كه مردمان پى بآن بردهاند فزون از احاطه عد و احصاء است چنانكه از تصفح صحف نقليه و تتبع زبر عقليه ظاهر مىشود، «اين گمان آنان است كه كفر آوردهاند» يعنى اين كه خلق آنها باطل باشد، گمان آنان است كه كفر آوردهاند يعنى ملاحده دهريه كه مىگويند كه: همه آنها خود بخود موجود شدهاند بى اين كه خالقى داشته باشند كه از روى علم بمصلحت آنها را خلق كرده باشد،