شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٨ - ٣٦٤٤ انك ان اخللت بشىء من هذا التقسيم فلا تقوم نوافل تكتسبها بفرائض تضيعها
كه خود را مشقت زياد نبايد داد كه باعث هلاكت شود يعنى باعث كشتن آن شود يا باعث اين شود كه ملول و مكدر شود و ديگر بعملى نتواند پرداخت چه اين معنى نيز حكم هلاكت دارد بلكه بايد كه با نرمى با آن سلوك كرد و قدرى او را مشغول عمل داشت كه تاب آن داشته باشد و قدرى راحت داد تا اين كه باقى باشد و ديگر مشغول عمل تواند شد.
٣٦٤٤ انك ان اخللت بشىء من هذا التقسيم فلا تقوم نوافل تكتسبها بفرائض تضيعها.
چون از فقره سابق ظاهر شد كه نفس را تكليف زياد نبايد كرد و هميشه او را مشغول عمل نبايد ساخت بلكه بايد اوقات او را تقسيم كرد پاره از براى عمل و پاره از براى استراحت بنا بر آن در اين فقره مىفرمايند كه: بدرستى كه تو اگر اخلال كنى بچيزى از اين تقسيم كه مذكور شد پس برابرى نمىكند سنيتها كه كسب كنى آنها را بواجبيها كه ضايع كنى آنها را، مراد اينست كه اگر اخلال كنى بآن تقسيم و وقت راحتى از براى آن قرار ندهى و هميشه او را مشغول عمل سازى پس بهترين اوضاع اينست كه او را بعد از اداى فرايض هميشه مشغول سازى بكردن سنيتها، زيرا كه معلوم است كه آنچه حق تعالى واجب كرده بر اين كس بسيار سبك است و قدرى نيست كه مشقت زيادى در آن باشد پس اگر كسى تعب زياد برخود قرار دهد بايد كه با زياده مشغول اشغال پوچ دنيوى شود يا اين كه بعد از اداى فرايض مشغول اعمال سنتى شود كه زياده از طاقت او باشد و احتمالى بهتر از اين نباشد و اين نيز مفسده دارد زيرا كه در فقره سابق ظاهر شد كه بار زياد كردن بر نفس او را مىكشد مانند شترى كه بار زياد بر آن كنند كه تاب برداشتن آن نداشته باشد، يا باين معنى كه در واقع او را هلاك كند، و يا باين معنى كه او را ملول و مكدر كند كه ديگر مشغول عمل نتواند شد و بر هر تقدير پس مشغول ساختن او در مدتى بگزاردن