شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩٢ - ٣٦١٩ ان لتقوى الله حبلا وثيقا عروته و معقلا منيعا ذروته
و خوبى بلكه وجوب و لزوم آن را بر عقول همه ايشان واضح و لايح سازد و اين تفضلى است بر ايشان باعتبار كمال حاجت ايشان بسوى آن فرداى قيامت پس اعانت ايشان در آن باب و هميشه ايشان را بفكر آن انداختن لطفى است بر ايشان، «هرگاه باز گرداند» يعنى هرگاه بار ديگر زنده كند آنچه را ابتداء آفريده، و در تعبير باين عبارت اشاره است برفع استبعاد معاد چنانكه كفار مىنمودند و مىگفتند كه: بعد از اين كه پوسيديم و خاك شديم چگونه بازنده خواهيم شد!؟ چه هرگاه بار اول كه هيچ نبودند ايشان را آفريد و موجود كرد پس بار دوم كه يك بار موجود كرده بطريق اولى قادر بر آن باشد و استبعادى از آن نبايد نمود چنانكه در قرآن مجيد نيز اشاره باين معنى شده، و «بازستاند آنچه را بخشيده» يعنى بازستاند حيات و زندگى را كه بمردم بخشيده باين كه بميراند ايشان را از براى اين كه بار ديگر عود فرمايد از براى ثواب و عقاب، پس ذكر اين باعتبار اين است كه مقدمه اعاده است كه اولا مذكور شد و تأخير آن از اعاده با وجود تقدم آن بر آن در واقع شايد باعتبار تقدم اعاده باشد بر آن بحسب رتبه، و ممكن است كه مراد حاجت ايشان باشد در وقت موت و عود هر دو، و تقديم ثانى بر اول اشاره باشد بزيادتى احتياج ايشان بپرهيزگارى در معاد از حاجت ايشان بآن در وقت مرگ چه احتياج بآن در وقت مرگ از براى آسان شدن آنست و در معاد از براى تحصيل سعادت ابدى و خلاصى از شقاوت سرمدى است و ظاهر است كه اين حاجت اقوى است از آن، «پس چه كم است» تعجب است از اين كه پرهيزگارى با وجود آنچه مذكور شد از عرض آن خود را بر مردم هميشه و كمال احتياج مردم بسوى آن كم است كسى كه برداشته باشد آن را و بعمل آورده باشد بقدرى كه حق برداشتن آن باشد يعنى بر وجهى كه تمام باشد و نقصى در آن نباشد.
٣٦١٩ ان لتقوى الله حبلا وثيقا عروته و معقلا منيعا ذروته.
بدرستى كه از براى پرهيزگارى از خدا ريسمانيست محكم عروه آن، و محل پناه آورد نيست منيع ذروه آن، «عروه» بضم عين دسته كوزه و سبو را گويند،