شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٨ - ١٨٢٩ الحكمة ضالة كل مؤمن فخذوها و لو من أفواه المنافقين
١٨٢٦ المحاسن فى الاقبال هى المساوى فى الادبار.
نيكوئيها در وقت رو آوردن بخت و دولت، آنها بديهاست در وقت پشت كردن بخت و دولت يعنى در نظر مردم چنين نمايد و در وقت اقبال كارى را كه گويند كه خوب كرده است همانها را در وقت ادبار هرگاه بكند گويند كه بد كرده، يا اين كه در واقع كارى چند در وقت اقبال كه نيكو نشيند و اثر خوب كند در وقت ادبار همان كارها درست ننشيند و ضرر كند.
١٨٢٧ الصمت يكسيك الوقار و يكفيك مؤنة الاعتذا.
خاموشى مىپوشاند ترا وقار ولنگر، و كفايت ميكند از تو زحمت كارگزارى عذر گفتن را، يعنى هر گاه كسى سخن گويد بسيار مىشود كه حرفى گويد كه محتاج شود كه در آن باب عذرى از كسى خواهد، و هرگاه خاموش باشد اين زحمت نبايد كشيد.
١٨٢٨ الامل سلطان الشياطين على قلوب الغافلين.
اميد تسلط و غلبه شيطانهاست بر دلهاى بى خبران، يعنى باعث تسلط و غلبه ايشان مىشود يا اين كه ايشان آنرا مسلط ميكنند تا از آن راه دست توانند يافت بر ايشان كه گمراه كنند ايشان را.
١٨٢٩ الحكمة ضالة كل مؤمن فخذوها و لو من أفواه المنافقين.
حكمت گم شده هر مؤمن است پس بگيريد آنرا و اگر چه از دهانهاى منافقان باشد يعنى حكمت كه علم درست باشد در حقيقت مال مؤمنان است و هر گاه كسى چيزى از آنرا نداشته باشد گوئيا گم شده از او پس هر جا كه بيابد بگيرد او را و اگر همه از دهانهاى منافقان باشد، زيرا كه اعتبار بصحت و درستى علم است نه گوينده آن، هر گاه آن صحيح و درست باشد بايد آموخت نزد هر كس كه باشد.