شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٧ - ٣٥٨٧ ان الله سبحانه اذا اراد بعبد خيرا وفقه لانفاذ اجله فى احسن عمله و رزقه مبادرة مهله فى طاعته قبل الفوت
در واقع عبث و بىفايده بوده پس چرا سعى نكند در امور آخرت كه وابسته بسعى اوست و بقدر سعى در آنها فيروزى يابد و بسبب تقصير در آن محروم ماند، پس بايد كه بوده باشد شادى او از براى آنچه برسد بآن از امور آخرت بسبب سعى در آنها، و تأسف او بر آنچه فوت شود او را از آنها بسبب عدم سعى در آنها، و اندوه او از براى آنچه خواهد بود بعد از مرگ و تهيه نگرفته باشد از براى آن.
٣٥٨٧ ان الله سبحانه اذا اراد بعبد خيرا وفقه لانفاذ اجله فى احسن عمله و رزقه مبادرة مهله فى طاعته قبل الفوت.
بدرستى كه خداى سبحانه هرگاه اراده كند ببنده خيرى را توفيق مىدهد او را از براى روان كردن مدت خود در بهترين عمل او، و روزى ميكند او را پيشى گرفتن مهلت او در طاعت او پيش از مرگ، «توفيق خدا او را» چنانكه مكرر مذكور شد تهيه كردن اسباب خير است از براى او، و «انفاذ» كه بمعنى روان كردن ترجمه شده بنا بر اين است كه بذال نقطهدار باشد، و ممكن است كه بدال بى نقطه باشد و بنا بر اين ترجمه اين است كه: از براى فانى ساختن مدت خود يعنى گذرانيدن آن در بهترين عمل او يعنى بهترين عملى كه حق تعالى فرموده آن را و نيكو شمرده يا بهترين عملى كه از او تواند صادر شد، و «روزى ميكند او را پيشى گرفتن مهلت او در طاعت او» يعنى اين كه صرف كند ايام عمر خود را پيش از مرگ كه ايام مهلت اوست در طاعت و فرمانبردارى خدا يا در طاعت و فرمانبردارى او خدا را، و «مهل» بمعنى پيشى گرفتن در كار خير نيز آمده و بنا بر اين معنى اين مىشود كه «روزى ميكند او را پيشى گرفتن او در طاعت او پيش از مرگ» و غرض از اين باضافه تأكيد پيشى گرفتن و مبالغه در آن است.