شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٥ - ٣٥٨٥ ان فى الفرار موجدة الله سبحانه و الذل اللازم و العار الدائم و ان الفار غير مزيد فى عمره و لا مؤخر عن يومه
هر كه نرفت بآن راه بدبختى لازم او باشد و از او جدا نشود، و هر كه رفت بآن راه نيكبختى دائمى نصيب او شد، و «آشكارا كرده راههاى آن را» يعنى راههاى حق را و اين بمنزله تأكيد سابق است. و جمع آوردن «راهها» در آن ممكن است اشاره باشد باين كه از براى رسيدن بحق راههاى مختلف باشد مانند براهين متعدده و مراد به «راه حق» كه در اول فرموده جنس راه حق است نه اين كه منحصر در يكى باشد، و ممكن است كه ضمير «طرقه» راجع باشد بسبيل حق نه بحق چنانكه اولا ذكر كرديم يعنى آشكارا كرده راههاى آن راه را و بنا بر اين مراد به «راه حق» شاهراهيست كه آدمى را بحق رساند و براههاى آن شعبها كه سر بآن راه گذارد و هر يك از آنها آخر بآن منتهى گردد.
٣٥٨٤ ان من بذل نفسه فى طاعة الله و رسوله كانت نفسه ناجية سالمة و صفقته رابحة غانمة.
بدرستى كه هر كه بذل كند نفس خود را يعنى ببخشد آن را يا كار فرمايد در فرمانبردارى خدا و رسول او، خواهد بود نفس او رستگار بسلامت مانده و فروخت او سودمند نفع برنده يا فيروزى يابنده، مراد به «فروخت او» سوداى اوست كه اوقات خود را صرف كرده در آن طاعت از براى تحصيل عوض اخروى، يا اين كه نفس خود را فروخته بآن و آن را «نفع برنده» يا «فيروزى يابنده» گفتن، مجاز است و مراد نفع بردن يا فيروزى يافتن صاحب آن است.
٣٥٨٥ ان فى الفرار موجدة الله سبحانه و الذل اللازم و العار الدائم و ان الفار غير مزيد فى عمره و لا مؤخر عن يومه.
بدرستى كه در گريختن يعنى گريختن از جهاد خشم خداى سبحانه است و خوارى لازم و ننگ دائم، و بدرستى كه گريزنده زياد كرده نشود در عمر او و نه