شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦١ - ٣٥٧٧ ان من احب العباد الى الله عبدا اعانه على نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى فى قلبه و اعد القرى ليومه النازل به
و بعضى آن را تجويز نمىكنند و بآن مرتبه كه برسد ساقط مىدانند و ظاهر اين است كه اين در غير امام باشد و اما امام پس منع و زجر بر او واجب باشد بهر مرتبه كه برسد و بنا بر اين آنچه در اين كلام معجز نظام وارد شده از ترجيح كسى كه انكار بشمشير كند محمول شود بنا بر مذهب فرقه دوم بر كسى كه از اهل آن باشد از پيغمبر يا امام، و مخفى نيست كه اگر اكتفاى شخص اول بآن مرتبه باعتبار وجود شخصى ديگر باشد كه قيام بمرتبه بعد از آن كند وجه ترجيح شخص دوم بر او ظاهر است و اگر باعتبار يكى از دو احتمال اول باشد ترجيح شخص دوم بر او ممكن است كه باعتبار اين باشد كه او بالفعل مرتكب كلفت و مشقت قيام بمرتبه بعد نشده و شخص دوم مرتكب آن شده پس يقين اجر و ثواب او زياده باشد هر چند او نيز چنين باشد كه اگر قادر مىبود قيام بمرتبه بعد مىنمود، يا اين كه اگر آن شخص محتاج بزياد از آن مىبود او بعمل مى آورد زيرا كه اين معنى باعث اين نمىشود كه اجر او مثل كسى باشد كه بالفعل قيام بمرتبه بعد كرده باشد بلكه نهايت مرتبه اين است كه چنين كسى را هم بسبب عزم و قصد او بقيام بآن بر تقدير قدرت يا احتياج اجر و ثوابى باشد و از اين لازم نمىآيد كه اجر و ثواب او مثل آن كسى باشد كه بالفعل قيام نمايد.
٣٥٧٧ ان من احب العباد الى الله عبدا اعانه على نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى فى قلبه و اعد القرى ليومه النازل به.
بدرستى كه از دوستترين بندگان بسوى خدا بندهايست كه يارى كرده باشد او را خدا بر نفس او، پس شعار خود گردانيده باشد اندوه را، و پيراهن خود كرده باشد ترس را، پس درخشيده باشد چراغ هدى در دل او، و آماده كرده باشد مهمانى را از براى روز او كه فرود آيد باو، مراد به «يارى كردن خدا او را بر نفس او»