شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٣ - ٣٥٢٠ ان النار لا ينقصها ما اخذ منها و لكن يخمدها ان لا تجد حطبا، و كذلك العلم لا يفنيه الاقتباس لكن بخل الحاملين له سبب عدمه
زيركان نزد تقصير كردن ناتوانان، يعنى هر گاه ناتوانان كه ناتوان باشند از غلبه بر هوى و هوس خود تقصير كنند در اطاعت حق تعالى و فرمانبردارى او در آن وقت اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى غنيمتى است كه زيركان آن را برند و مخصوص ايشان باشد، زيرا كه عاقل زيرك فريب هوى و هوس نخورد و هر چند آنها در او قوى باشد عقل و زيركى او غلبه كند بر آنها و ملازم اطاعت و فرمانبردارى باشد و غرض مدح عقل و زيركى است و بيان فضيلت آن، و ممكن است مراد اين باشد كه حق تعالى ثواب اطاعت در آن وقت ناتوانان را كه اطاعت نكنند بزيركانى كه اطاعت كنند تفضل كند و اين غنيمتى باشد از براى ايشان و الله تعالى يعلم.
٣٥٢٠ ان النار لا ينقصها ما اخذ منها و لكن يخمدها ان لا تجد حطبا، و كذلك العلم لا يفنيه الاقتباس لكن بخل الحاملين له سبب عدمه.
بدرستى كه آتش كم نمىكند آن را آنچه فرا گرفته شود از آن و ليكن خاموش ميكند آن را اين كه نيابى يا نيابد چوبى، و همچنين علم فانى نمىكند آن را فرا گرفتن ليكن بخيلى نمودن جمعى كه حامل باشند مر آن را سبب ناياب شدن آن است، مراد اينست كه علم بمنزله آتش است و چنانكه هر گاه از آتش چيزى فرا گيرند مثل اين كه از چراغى چراغى روشن كنند چيزى از آن كم نمىشود ليكن خاموش مىگرداند آن را اين كه نيابى تو يا نيابد آتش چوبى ديگر كه روشن شود بآن و باين نحو هميشه باقى ماند، همچنين علم فانى نمىكند آن را استفاده نمودن آن و فرا گرفتن از آن و ليكن بخيلى نمودن حاملان آن كه علما باشند سبب ناياب شدن آن مىشود، زيرا كه اگر بخيلى كنند و بديگرى تعليم نكنند ماده ديگر از براى آن بهم نمىرسد پس بمعدوم شدن ايشان آن نيز معدوم شود مانند آتشى كه چوب ديگر نباشد كه از آن روشن شود، چه هرگاه آن چوب كه آتش گرفته بود بسوزد و فانى شود