شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١٨ - ٣٤٨٣ ان الله سبحانه قد وضع العقاب على معاصيه زيادة لعباده عن نقمته
كه: نيست از پيچيدن رگى و نه رسيدن سنگى و نه لغزيدن قدمى و نه خراشيدن چوبى مگر بسبب گناهى و هر آينه آنچه عفو ميكند خدا بيشتر است پس هر كه تعجيل كند خدا عقوبت گناه او را در دنيا پس بدرستى كه خدا بزرگتر و گرامىتر است از اين كه برگردد در عقوبت او در آخرت، و ممكن است كه مراد به «وضع عقاب» قرار دادن آن باشد و مراد به «عقاب» عقاب در دنيا باشد و به «نقمت» انتقام در آخرت، و معنى اين باشد كه: خداى سبحانه قرار داده است عقوبتهاى دنيوى را بر نافرمانيهاى او از بندگان زياده از انتقام اخروى او يعنى در مكافات اكثر گناهان بآزارها كه در دنيا باين كس برسد اكتفا ميكند و آنچه انتقام آنها را در آخرت بكشد كمتر است از آنها، نهايت پوشيده نيست كه بنا بر هر دو وجه لفظ «لعباده» بعد از «زيادة» خالى از ناخوشى نيست و ظاهرتر اين بود كه قبل از آن واقع شود بلكه بنا بر وجه اول ظاهرتر اين بود كه با وجود تقديم مذكور لام بدل شود بلفظ «عن» چه شايع اين است كه: «فلان ساقط شده از فلان» نه [از براى فلان] مگر اين كه غرض تصريح باين باشد كه اين زياده كه ساقط شده يا قرار شده از براى محض نفع بندگان است، و ممكن است كه «زيادة» بزاء سهوى از نساخ باشد و صحيح بذال باشد و معنى اين باشد كه: خداى سبحانه قرار داده عقاب دنيوى را بر نافرمانيهاى خود از براى راندان بندگان خود يا منع و دفع ايشان از انتقام اخروى خود يعنى آزارهاى دنيوى را قرار داده تا بسبب آنها جمعى از انتقام اخروى خلاص شوند و در مكافات ايشان بآزارهاى دنيوى اكتفا شود، يا معنى اين باشد كه قرار دادن عقاب بر نافرمانيها از براى راندن بندگان است يا دفع و منع ايشان از آنچه سبب انتقام او مىشود يعنى غرض مجرد همين است كه ايشان مرتكب آنها نشوند از براى اين كه صلاح حال ايشان در ارتكاب آنها نيست بسبب قبح و زشتى آنها نه اين كه در آن مصلحتى از براى خود ملاحظه فرموده باشد، اين است احتمالاتى كه بخاطر فاتر رسيد در حل اين كلام شريف و هيچ يك از وجوه مذكوره خالى از دورئى نيست و بعد از اين كه