شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨١ - ٣٣٦٣ احسن الحسنات حبنا و اسوء السيئات بغضنا
و ظاهر است كه دوستى ايشان بىدوستى حق تعالى او رسول او ٦ نمىشود و با وجود اين شبهه نيست كه دوستى ايشان بهترين حسنات است، زيرا كه بسبب آن دخول در بهشت و خلود در آن واجب مىشود هر چند بعد از قدرى زمان باشد كه در آن بسبب بعضى گناهان مستحق آتش شده باشد و ظاهر است كه هيچ حسنه بغير از آن سبب اين معنى نمىشود، و همچنين ظاهر است كه دشمنى ايشان لازم دارد دشمنى خدا و رسول را كه بزرگ گردانيدهاند ايشان را و امر كردهاند بدوستى ايشان و اعتقاد بامامت و پيشوائى ايشان، و با وجود اين شبهه نيست كه آن بدترين بديهاست زيرا كه آن بدئى است كه سبب خلود جهنم مىشود و هيچ بدئى چنين نباشد و دشمنى با خدا و رسول نيز اگر چه چنين باشد نهايت چون آنها نيز لازم دارند دشمنى با ايشان را، پس از افراد دشمن با ايشانند و بدى ديگر نيستند كه ماده نقض توانند شد پس در اين كلام بهيچ وجه اشكالى نيست و اما آنچه روايت شده از حضرت رسالت پناه ٦ كه فرموده:
حب على حسنة لا تضر معها سيئة و بغضه سيئة لا تنفع معها حسنة.
دوستى على حسنه ايست كه ضرر نمىكند با آن هيچ گناهى، و دشمنى او گناهى است كه نفع نمىدهد با آن هيچ حسنه، پس پوشيده نيست كه در جزو دوم آن اگر چه چندان اشكالى نيست زيرا كه ممكن است كه مراد اين باشد كه با وجود دشمنى آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه هيچ حسنه را نفعى معتد به نيست زيرا كه سبب خلود در جهنم مىشود و هيچ حسنه او را از آن خلاصى نمىدهد و هرگاه خلاصى از جهنم نيابد پس با وجود آن نفعى بر هيچ حسنه مترتب نشود مگر اين كه قدرى تخفيف در عذاب او بدهند و اين با وجود خلود در جهنم چنان امرى نيست كه آدمى آن را نفعى شمارد پس گويا هيچ نفعى باو ندهد، يا آنكه هيچ حسنه اصلا باو نفع ندهد بنا بر اين كه شرط قبول هر حسنه دوستى با آن حضرت باشد يا عدم دشمنى با او، پس هرگاه كسى دشمن باشد با او هيچ حسنه از او قبول نشود بنا بر عدم تحقق شرط قبول آن، و بنا بر اين مراد به