شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٨ - ٣٣٥٩ ابغض الخلائق الى الله تعالى الجاهل
جانب نفس خود، و عزيز شود بحق پس خوار نگرداند بر پاى داشتن آن را و نيكوئى عمل بآن را، مراد به «خوارى كردن از براى حق» اين است كه از آن رونگرداند و تابع آن باشد، و مراد به «بخشيدن حق از جانب نفس خود» اين است كه اگر در مقدمه كه نزاع باشد با او و حق با ديگرى باشد انصاف دهد و تصديق كند بحقيت او و وفا كند بحق او، و «عزيز شود بحق» يعنى خود را عزيز گرداند بسبب پيروى حق، «پس خوار نگرداند» بيان طريق عزيز شدن بحق است يعنى عزيز شدن بحق باين نحو مىشود كه پيرو حق باشد و بر پاى دارد آن را و نيكوئى عمل بآن را چه هر كه چنين كند عزيز خواهد شد، و ممكن است كه معنى «عز بالحق» اين باشد كه عزيز گرداند حق را، و بنا بر اين ظاهر است كه «خوار نگردانيدن، تا آخر» بيان آن مىتواند بود.
٣٣٥٧ افضل الفضائل صلة الهاجر و ايناس النافر و الاخذ بيد العاثر.
افزونترين افزونيها پيوند كردن با كسيست كه بريده باشد از اين كس، و أنس دادن كسى كه رميده باشد از اين كس، و گرفتن دست لغزيده است يعنى دستگيرى كردن كسى كه لغزيده باشد و در مهلكه افتاده باشد و برخيزاندن او و خلاص كردن او از آن مهلكه.
٣٣٥٨ اعظم الجهل معاداة القادر و مصادقة الفاجر و الثقة بالغادر.
بزرگترين نادانى دشمنى كردنست با توانا، و دوستى كردنست با فاسق، و اعتماد كردن بر بى وفا، مراد به «توانا» كسيست كه قادر باشد بر ايذاء و ضرر رسانيدن باين كس.
٣٣٥٩ ابغض الخلائق الى الله تعالى الجاهل
لأنه حرمه[١] ما من
[١] - در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار بجاى« حرمه مامن به»:« حرمه أفضل مامن به» ضبط شده است و در ترجمه نيز كلمه« افزونتر» پيش از( آنچه) زيادتر ذكر شده است.