شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧ - ١٧٨٧ الغضب نار موقدة، من كظمه أطفأها و من اطلقه كان اول محترق بها
١٧٨٤ الايمان و الحياء مقرونان فى قرن و لا يفترقان.
ايمان و شرم همراهند در يك رسن و جدا نمىشوند از يكديگر.
١٧٨٥ الايمان و العلم أخوان توأمان و رفيقان لا يفترقان.
ايمان و علم دو برادر توأمند كه با هم زائيده شدهاند و دو رفيقاند كه جدا نمىشوند از يكديگر و در بعضى نسخهها «العمل» بدل «العلم» واقع شده و بنا بر اين معنى اين است كه ايمان و عمل دو برادر توأمند و دو رفيقاند كه جدا نمىشوند از يكديگر و اين بنا بر اين كه عمل در ايمان در كار باشد چنانكه قبل از اين مذكور شد ظاهر است و بنا بر مشهور كه در تحقق اصل ايمان عمل معتبر نيست بلكه كافى است در آن مجرد تصديق بدل و اقرار بزبان محمول مىشود بر ايمان كامل يعنى تصديقى كه در درجه كمال باشد از عمل جدا نشود.
١٧٨٦ الايمان شجرة أصلها اليقين و فرعها التقى و نورها الحياء و ثمرها السخاء.
ايمان درختى است كه اصل و بيخ آن يقين است يعنى باحوال مبدأ و معاد و شاخ آن پرهيزگارى است و شكوفه آن شرم است يعنى از خدا و خلق و ميوه آن سخاوت است و از اين عبارت كلام معجز نظام نيز ظاهر مىشود كه پرهيزگارى و عمل جزو ايمان باشد زيرا كه بمنزله شاخ درخت شمرده شده كه جزو درخت است و بنا بر مشهور بايد كه حمل شود بر ايمان كامل چنانكه قبل از اين مكرر مذكور شد.
١٧٨٧ الغضب نار موقدة، من كظمه أطفأها و من اطلقه كان اول محترق بها.
خشم آتشى است افروخته هر كه فرو خورد آن را خاموش كند آن آتش را، و هر كه رها كند آن را خواهد بود اول كسى كه سوخته شود بآن آتش و «بودن او