شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٩ - ٣٢٩١ اول الاخلاص اليأس مما فى ايدى الناس
٣٢٨٧ اهلك شيء استدامة الضلال.
تباهتر چيزى دايم داشتن گمراهى است يعنى هميشه در گمراهى بودن و خود را براه راست نرسانيدن.
٣٢٨٨ ابعد الناس سفرا من كان سفره فى ابتغاء اخ صالح.
دورترين مردم بحسب سفر كسى است كه بوده باشد سفر او در طلب نمودن برادر صالح يعنى درست راست، غرض اينست كه چنين برادرى بسيار كم بهم مىرسد پس كسى كه سفر او در طلب چنين برادرى باشد سفر او دورترين سفرها باشد و ديرتر از همه بمنزل مقصود رسد.
٣٢٨٩ اقرب النيات بالنجاح[١] اعودها بالصلاح.
نزديكترين انديشهها بفيروزى برگردندهترين آنهاست بصلاح و درستى يعنى هر گاه در باب مطلب مهمى فكرها و انديشهها كنند كه نزديكتر باشد بفيروزى بآن مطلب و باعث اين شود كه آن مطلب زودتر بعمل آيد آن بصلاح و سداد نزديكتر باشد از انديشه كه حصول مطلب بنا بر آن دورتر باشد و موقوف باشد بر مهلتى زياد هر چند آن انديشه بحسب ظاهر قويتر باشد، زيرا كه در تأخير آفات است پس از آن راه آن انديشه ترجيح دارد.
٣٢٩٠ اول المروءة طلاقة الوجه و آخرها التودد الى الناس.
اول مروت يعنى مردى يا آدميت گشاده روئى است. و پايان آن دوستى كردن است بسوى مردمان.
٣٢٩١ اول الاخلاص اليأس مما فى ايدى الناس.
اول اخلاص يعنى سر آن و مبدأ آن نوميدى است از آنچه در دستهاى مردم
[١] - در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار بجاى« بالنجاح»:« من النجاح» ضبط شده و آن بهتر است