شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٧ - ٣٢٤٥ احمد من البلاغة الصمت حين لا ينبغي الكلام
نسخهها بدل «الذخر» «الزاد» است يعنى بهترين توشه و در بعضى «الذكر» است يعنى بهترين ياد نمودن خدا اينست كه از او بترسد و جرأت بر عصيان او نكند.
٣٢٤١ افضل الادب ان يقف الانسان عند حده و لا يتعدى قدره.
بهترين ادب اين است كه بايستد آدمى نزد حد خود و در نگذرد از اندازه خود.
٣٢٤٢ اعدل الناس من انصف عن قوة و اعظمهم حلما من حلم عن قدرة.
عادلترين مردم كسيست كه انصاف بورزد نسبت بخود با وجود قدرت بر خلاف آن، و بزرگترين ايشان بحسب بردبارى كسيست كه بردبارى نمايد با وجود توانائى بر خلاف آن.
٣٢٤٣ اقرب العباد الى الله تعالى اقولهم للحق و ان كان عليه و اعملهم بالحق و ان كان فيه كرهه.
نزديكترين بندگان بسوى خدا- كه بلند مرتبه است- گويندهترين ايشان است مر حق را و هر چند بوده باشد ضرر كننده بر او، و عمل كنندهتر ايشانست بحق و هر چند بوده باشد در آن كره او يعنى تعب و مشقت او، يا چيزى كه او ناخوش دارد آنرا.
٣٢٤٤ اقبح من العى الزيادة على المنطق عن موضع الحاجة.
زشتتر است از عجز در گفتار زياده كردن بر سخن گفتن از جاى حاجت يعنى از قدرى كه حاجت بآن باشد.
٣٢٤٥ احمد من البلاغة الصمت حين لا ينبغي الكلام.
ستوده ترست از بلاغت در گفتار خاموشى در هنگامى كه سزاوار نباشد سخن گفتن.