شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٢ - ٢٩١٥ احمق الحمق الاغترار
از ساير گنهكاران، و ممكن است كه مراد اين باشد كه نكوهيدهترين مردم و ملامت كرده شدهترين ايشان غيبت كننده است.
٢٩١٢ أقبح العى الضجر.
زشتترين عاجز شدن دلتنگى است يعنى عاجز شدن از چيزى است بسبب دلتنگى و قلق در غم و اندوه، پس آدمى بايد كه آنچه از غم و اندوه بر فوت مطالب پوچ دنيوى باشد راه آن بخود ندهد و در آنها بىباك باشد، و آنچه غير آن باشد خود را در هر باب به آن چه مناسب آن باشد مثل تذكر آنچه وارد شده از اجر و ثواب صبر در مصائب و نوائب، و همچنين اميد فرج و گشايشى از جانب حق تعالى و مانند اينها تسلى دهد و چندان دلتنگ نشود كه بسبب آن عاجز گردد از آنچه بايد بآن پرداخت از امور دنيا و آخرت، زيرا كه چنين عجزى زشتترين عجزهاست بسبب اين كه آدمى در آن معذور نيست بخلاف ساير عجزها كه سبب عذر مىتواند بود.
٢٩١٣ اسوأ القول الهذر.
بدترين گفتار هرزه گوئى است يعنى هر كلامى كه نفعى بر آن بحسب آخرت يا دنيا مترتب نشود.
٢٩١٤ احسن الكرم الايثار.
بهترين جود برگزيدن است بر خود يعنى بخشش چيزى بكسى با وجود احتياج خود بآن، و ممكن است مراد اين باشد كه: بهترين آنچه سبب شرف و گرامى بودن مىشود جود و بخشش است.
٢٩١٥ احمق الحمق الاغترار.
احمق حماقت فريب خوردن است يعنى از دنيا باين كه فريب آن خورد و مشغول سعى از براى آن شود و در سعى از براى آخرت تكاهل كند يا بسبب دنيا دارى يا جهت ديگر فريب خورد و عجب و تكبرى از آن بهم رساند و بسبب آن فروتنى كه