شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٢ - ٢٧٩٥ اين اهل مدائن الرس الذين قتلوا النبيين و اطفئوا نور المرسلين
رسولان را، و «رس» چنانكه اهل لغت گفتهاند چاهى بود از بقيه اولاد ثمود كه تكذيب كردند پيغمبر خود را و انداختند او را در آن چاه و پركردند چاه را.
شيخ صدوق محمد بن بابويه طاب ثراه در كتاب عيون الاخبار و كتاب علل الشرايع روايت كرده از حضرت امام ثامن ضامن امام على بن موسى الرضا عليهما افضل التحية و الثنا كه آن حضرت نقل فرموده از آباى عظام كرام خود تا حضرت سيد الشهداء صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين كه آن حضرت فرموده كه: آمد نزد أمير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات الله و سلامه عليه پيش از شهادت آن حضرت بسه روز مردى از بزرگان قبيله تميم كه او را عمرو مىگفتند پس گفت: اى امير المؤمنين خبر ده مرا از اصحاب رس كه در كدام عصر بودند ايشان؟ و كجا بود منازل ايشان؟ و كه بود پادشاه ايشان؟
و آيا فرستاده خدا بسوى ايشان پيغمبرى يا نه؟ و بچه چيز هلاك كرده شدند ايشان؟
پس بدرستى كه من مىيابم در كتاب خدا ذكر ايشان را و نمىيابم خبر ايشان را، پس فرمود باو آن حضرت ٧: بتحقيق كه سؤال كردى تو از حديثى كه سؤال نكرد مرا از آن أحدى پيش از تو و حديث نخواهد كرد ترا بآن أحدى بعد از من مگر اين كه از من باو رسيده باشد، و نيست در كتاب خداى تعالى آيه مگر اين كه من مىدانم آن را و مىدانم تفسير آن را، و اين كه در چه مكانى نازل شده از زمين هموار يا كوه، و در چه وقت نازل شده از شب يا روز، و بدرستى كه در اينجا علم بسياريست و اشاره فرمودند بسينه خود، و ليكن طلب كنندگان آن كمند، يعنى پس از اندك وقتى كه نخواهند يافت مرا پشيمان خواهند شد كه: چرا تحقيق علوم از او نكرديم و پس از اندك وقتى پشيمان خواهند شد اگر نيابند مرا.
بود از قصه ايشان اى برادر تميمى اين كه:
بودند ايشان قومى كه عبادت مىكردند درخت صنوبرى[١] را كه آن را «شاه درخت» مىگفتند كه يافت پسر نوح كاشته بود آن را بر كنار چشمه كه مىگفتند
[١] - شارح( ره) در حاشيه بخط خود نوشته:« صنوبر درخت كاج را گويند».