شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥ - ١٧٣٢ العاقل لا يتكلم إلا بحاجته أو حجته
بآخرت خود يعنى از سر تحصيل دنيا بگذرد از براى تحصيل آخرت يا دنيا را صرف كند در آنچه موجب تحصيل آخرت باشد.
١٧٢٨ الاحمق غريب فى بلدته مهان بين أعزته.
كم عقل غريب است در شهر خود و خوار است در ميان عزيزان خود.
١٧٢٩ الجاهل لا يرتدع و بالمواعظ لا ينتفع.
نادان باز نمىايستد يعنى از آنچه كند از بديها، و بموعظهها و پندها يا بموعظه و پند بنا بر اختلاف نسخهها «بالموعظة» سودمند نگردد و براه راست نيايد.
١٧٣٠ المؤمن عفيف مقتنع متنزه متورع.
مؤمن عفيف است يعنى باز دارنده خود است از آنچه حلال نباشد قناعت كننده است به آن چه داده شده و سعى از براى زياد بر آن نكند و دورى كننده است يعنى از محرمات كه تأكيد عفيف باشد يا زياده از قدرى كه قناعت بآن تواند كرد كه تأكيد مقتنع باشد پرهيزگار است و اين بمنزله تأكيد عفيف است.
١٧٣١ الصبر على طاعة الله أهون من الصبر على عقوبته.
صبر بر طاعت خدا و رحمتى كه در آن باشد از فعل واجبات و ترك محرمات آسانتر است از صبر بر عقاب خدا يعنى از عقابى كه بر ترك طاعت يا فعل معصيت مترتب شود.
١٧٣٢ العاقل لا يتكلم إلا بحاجته أو حجته.
عاقل سخن نگويد مگر به آن چه محتاج باشد بآن يا حجت خود يعنى دليلى كه بگفته خود داشته باشد، و مشغول نشود مگر به آن چه صلاح آخرت او در آن باشد.