شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٠ - ٢٧١٥ اياك و طول الامل فكم من مغرور افتتن بطول امله و افسد عمله و قطع اجله فلا امله ادرك و لا ما فاته استدرك
مراد به «شر» در اينجا بدى كردن با مردم است و مراد به «پوشيدن آن» اين است كه بكند آن را و همراه گردد با آن چنانكه آدمى همراه است با جامه، و «رسانيدن آن بنفس خود پيش از دشمن خود» باعتبار اين است كه همين كه كسى مباشر كارى شود بقصد ضرر بديگرى گناه آن را مىنويسند بر او پس ضرر آن باو مىرسد و بسيار است كه ضرر آن بآن شخص بعد از مدتى مىرسد، و ممكن است كه همه جا ضرر آن باو پيشتر برسد باعتبار اين كه گناه آن پيش از كردن آن بمجرد عزم و اراده تامه نوشته شود و ضرر آن بديگرى نمىباشد مگر بعد از كردن آن، و اين منافات ندارد با آنچه وارد شده كه: «بعزم بر گناه گناه ننويسند» زيرا كه آن عزمى است كه بكند و آخر بفعل نيايد، و اين عزمى است كه البته بفعل بيايد، و تخصيص دشمن بذكر باعتبار اين است كه كسى بدى بغير دشمن نكند و «هلاك گردانيدن او دين خود را پيش از رسانيدن آن بسوى غير» بمنزله تأكيد سابق است و توجيه آن نيز بيكى از دو وجه است كه مذكور شد.
٢٧١٤ اياك ان ثثنى على احد بما ليس فيه فان فعله يصدق عن وصفه و يكذبك.
بپرهيز از اين كه ستايش كنى بر كسى به آن چه نبوده باشد در او، پس بدرستى كه كار او راست مىگويد از صفت او و تكذيب ميكند ترا يعنى بپرهيز از اين كه مدح كنى كسى را به آن چه نباشد در او، زيرا كه فعل چنين كسى برخلاف گفته تو خواهد بود و خبرى كه آن از صفت او مىدهد ظاهر است كه راست است پس آن تكذيب تو ميكند و ترا دروغگو بر مىآورد.
٢٧١٥ اياك و طول الامل فكم من مغرور افتتن بطول امله و افسد[١] عمله و قطع اجله فلا امله ادرك و لا ما فاته استدرك.
بپرهيز از درازى اميد، پس بسا فريب خورده شده كه بفتنه افتاده باشد بسبب
[١] - در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار:« فأفسد» بجاى« و أفسد» ضبط شده و در ترجمه نيز كلمه« پس» زيادتر دارد.