شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠١ - ٢٦٨٧ اياك ان تخرج صديقك اخراجا يخرجه عن مودتك و استبق له من انسك موضعا يثق بالرجوع اليه
٢٦٨٥ اياك و الثقة بالآمال فانها من شيم الحمقى.
دورى كن از اعتماد بر اميدها، پس بدرستى كه آن از خويهاى احمقان است، اين بمنزله تأكيد فقره سابق است و مراد يكى از آن دو معنى است كه در شرح آن مذكور شد.
٢٦٨٦ اياك ان تغفل عن حق اخيك اتكالا على واجب حقك عليه، فان لاخيك عليك من الحق مثل الذى لك عليه.
دورى كن از اين كه غافل شوى از حق برادر خود از روى اعتماد بر واجب حق تو بر او، پس بدرستى كه از براى برادر تو بر تو از حق مثل آن است كه از براى تست بر او، يعنى دورى كن از اين كه ترك كنى بجا آوردن حق برادر ترا بر تو از صله و احسان از روى اعتماد بر اين كه حق تو نيز بر او واجب است و او ترك كرده باشد آن را چنانكه حق تو بر او واجب است پس تو نيز بتلافى آن ترك حق او كنى زيرا كه حق برادر تو بر تو واجب است پس اگر ترك كنى آن را بسبب اين كه او ترك كرده حق ترا پس تو نيز بد كرده خواهى بود چنانكه او بد كرده كه ترك حق تو كرده.
٢٦٨٧ اياك ان تخرج صديقك اخراجا يخرجه عن مودتك و استبق له من انسك موضعا يثق بالرجوع اليه.
دورى كن از اين كه بيرون كنى دوست خود را بيرون كردنى كه بيرون كند او را از دوستى تو، و باقى گذار از براى او از پيوند خود قدرى را كه جاى آن باشد كه او اعتماد كند بباز گشت بسوى او يعنى هرگاه از دوست خود از راهى آزرده شوى بيرون مكن او را چنان بيرون كردنى كه نوميد شود از تو بالكليه و سبب اين شود كه بيرون رود از دوستى تو يعنى ترك دوستى تو كند، بلكه باقى بگذار از براى او از پيوند و نبريدن از او آنچه را جاى آن باشد كه اعتماد كند باين كه