شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٨ - ٢٤٢٦ اجعل نفسك ميزانا بينك و بين غيرك واجب له ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها و احسن كما تحب ان يحسن اليك و لا تظلم كما تحب ان لا تظلم
بلندى مرتبه او گردد پس امر بمالك شدن آنها از براى ضرر رسانيدن بنفس بنا بر گمان نفس و خواهش اوست چون نفس بهيچ يك از آنها راضى نيست و ممكن است كه مراد اين باشد كه «ضرر رساند باو نفس منطبعه حيوانى» كه مقتضى شهوت و غضب است چنانكه بعضى از حكماء گفتهاند و بنا بر اين ظاهر است كه مالك شدن دو امر مذكور ضرر رساند باو زيرا كه باعث ضعف او و غلبه نفس ناطقه بر او گردد و ممكن است كه مراد بمالك شدن غصه نيز مغلوب كردن آن باشد و راه ندادن آن بخود بر قياس مالك شدن خواهش و معنى اين باشد كه مراد بغصه نفس غصه اوست بر عدل در آنچه دوست دارد و ناخوش دارد، و اين غصه امرى است كه بايد بخود راه نداد پس بر رغم نفس راه آن بخود مده و عدل كن در هر امر و غصه مخور بر آن.
٢٤٢٥ الصق باهل الخير و الورع و رضهم على ان لا يطروك فان كثرة الاطراء تدنى من العزة و الرضا بذلك يوجب من الله المقت.
بچسب باهل خير و پرهيزگارى يعنى آميزش كن با ايشان و خود را بچسبان بايشان و دورى مكن از ايشان و خشنود ساز ايشان را بر اين شرط كه مبالغه در مدح تو نكنند پس بدرستى كه بسيارى مبالغه در مدح نزديك مىسازد از فريب يعنى نزديك مىسازد باين كه آدمى باور كند آنرا و فريب خورد و راضى و خشنود بودن بآن واجب مىسازد از خدا دشمنى را يعنى سبب بغض و دشمنى خدا گردد.
٢٤٢٦ اجعل نفسك ميزانا بينك و بين غيرك واجب له ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها و احسن كما تحب ان يحسن اليك و لا تظلم كما تحب ان لا تظلم.
بگردان نفس خود را ترازوئى ميانه خود و ميانه غير خود و دوستدار از براى