شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٤ - ٢٣٨٥ اخلط الشدة برفق و ارفق ما كان الرفق أوفق
پاك است او ضامن شده يارى كردن كسى را كه يارى او كند مراد بيارى كردن خدا را اطاعت و انقياد اوست و يارى كردن دين و شرع او و پيغمبر و خلفاى او صلوات الله عليهم أجمعين.
٢٣٨٣ اطل يدك فى مكافاة من احسن إليك فإن لم تقدر فلا أقل من أن تشكره.
دراز كن دست خود را در جزا و عوض دادن كسى كه احسان كرده باشد بسوى تو پس اگر توانائى نداشته باشى پس كم از اين نباشد كه شكر گوئى و ستايش كنى او را.
٢٣٨٤ ابذل مالك فى الحقوق و واس به الصديق فإن السخاء بالحر أخلق.
بذل كن مال خود را در حقها و مواسات كن در آن با دوست پس بدرستى كه بخشش بآزاده سزاوارتر است، مراد بحقها حقهائى است كه حق تعالى قرار داده مثل زكاة و خمس و انفاق بر اهل و عيال و مانند آنها و «مواسات با كسى» چنانكه قبل از اين مذكور شد بمعنى رساندن مال است باو يا وقتى كه از قدر كفاف خود باشد پس اگر از زايد از كفاف بدهد آن را مواسات نگويند يا اين كه او را با خود برابر داند در اموال خود و مراد بآزاده كسى است كه خود را گرفتار طلب و سؤال نكرده و چندان علاقه بدنيا ندارد و مراد اين است كه مواسات كن با دوست خود كه غالب اين است كه آزاده است زيرا كه بخشش بآزاده سزاوارتر است از بخشش به آنها كه سؤال و طلب كنند.
٢٣٨٥ اخلط الشدة برفق و ارفق ما كان الرفق أوفق.
آميخته كن شدت و سختى را بنرمى و نرمى كن ما دام كه نرمى موافقتر باشد